تبليغاتX
سازمان جهانی یگانگی انسان
سازمان جهانی یگانگی انسان
یگانگی را تنها در برقراری حق و عدالت و احترام بر آزادی اندیشه ها و کیان انسان مفهوم است
حق آمد و باطل رفتنی است

 

حق آمد و باطل رفتنی است

 

به پا خیز ای برادر و خواهر که زمان در بی نهایت در سلطه ی توست. به پا خیز که حرمت انسانیت و عظمت تو نیاز به داوری و تضاد نا به حق ندارد. به یاد آر که مسلح غرب و شرق ، سلاحی است که استثمار در جهت غارت اندیشه های سازنده ی من و تو در درون درهای بسته ی تحمیل گر عقیدتهای خویش هستی را ابزاری برای آماج هوسهای خود میدانند.! به پا خیز اندیشه های راستینی که فریاد خلق های در بند در پهنه ی هستی علیه جهان خواران نیاز به همیاری تو و فریاد تو دارد. به پا خیز که عظمت و زایش اندیشه های هستی و خون سرخ تو راهی برای اثبات انسان و رد ظالمان زمان و سلطه ی تو بر جان رازی است بی کران از این دوران و این اندیشه  و آرمان طریقت دانایان است و نه غیر آن.... .

 

هموطن دیدی که عاملین جبر و اختناق چگونه از اولین ساعات به قدرت رسیدنشان با ایجاد پایگاه های مقاومت در سطح شهرها و میدان دادن به ارازل و اوباش رژیم منحوسشان در مقابل تو و خواستهای بر حقت صف آرایی کردند و خوی شیطانی خود نمایان نمودند و با ایجاد سانسور شدید خبری و اشائه ی افکار تحجر گرایانه و خرافی خود همواره تلاش کردند تا من و تو را به خواب برند تا خود با آرامش بیشتری به چپاول و ارضاء شیطنت وجودشان بپردازند ؟

ببین که چگونه در تلاشند تا با مسمومیت ذهن من و تو مانع شنیده شدن صدای بزرگ مردان دلیر این دیار که دشوارترین سختی ها را برای رهائی من و تو به جان خریده اند شوند و ببین که چه بی شرمانه هر روز به توهین و تحقیر ارزشهای ملی و معنوی ما و تهی کردن ملت از حرکتهای قهرمانانه و رهائی بخش مشغولند و تک روی و انزوای من و تو را به نام افکار روشنفکرانه یا دینی و اصیل میخواهند در جامعه ترویج دهند.

 

ببین که ظلم و رنجی که بر فرزندانت میرود همه حاصل ناآگاه ماندن و ایجاد تفرقه و فاصله ی بین من و تو است و عاملین اختناق با ایجاد نمایشهای یک سویه و در دست داشتن ابزار فرهنگی جامعه سعی در ترویج باورهای منزوی سازانه و فرد گرایانه در بین عموم جامعه دارند، چراکه از اتحاد من و تو و شنیده شدن صدای نخبگان و دل سوختگان این دیار می ترسند. لازم است آگاه باشی که آنان خود منزوی ترین و خرافه باف ترین و عوام فریبترین گروه شیطانی در جهان هستند که با در دست داشتن ابزار قدرت در ایران همیشه کوشیده اند به طرزی مزبوحانه به عموم گروه ها و حرکتهای برخاسته از دل این ملت توهین نمایند و آنان را رنجیده خاطر سازند و صد البته این امر نشان ترس و سست بودن پایه های اعتقادی و اجتماعی این گروهک باطل ملایان شیطان را میرساند و لاغیر.....  . 

 

لحظه ای بیندیش که اگر هر فرد خود را و تنها منافع شخصیش را بخواهد چه بر سر انسانیت خواهد آمد !!!! و قضاوت کن به نیکی که اگر در تاریخ نقش رهبران دلیری چون کاوه ی آهنگر و بابک خرم دین و امثال آنها که در تاریخ این سرزمین کم یافت نمیشوند نبود چگونه استعمار گران و جهان خواران تا به حال میراث انسان و انسانیت را به نابودی کشانده بودند.!!  اینک حکام دروغ گو و عوام فریب و سفاکینی که بر سرزمینمان سلطه دارند با تحمیل عقاید تک بعدی و تحجر گرایانه و ایجاد خفقان و نمایشات چماق داران خود میکوشند که من و تو را از اندک حرکت فکریمان نیز تهی کنند و چند صباحی بر بقای حکومت ننگ نامردمیشان بیفزایند. من و تو میدانیم که در این راه (( راه رهائی )) باید آگاه باشیم و آگاه کنیم  و هرگونه تهمت، خطر و شایعه را بپذیریم و به جان بخریم و تا آن زمان که به اهداف انسانیمان نرسیم با آرامش بیگانه ایم و آن را نمی خواهیم... . به یاد آر که فرمودند :

 

زندگی خون سرخ میخواهد ، فخر و اقبال رایگانی نیست....

 

آری ما دارنده ی تز نبرد زندگی و برتری اندیشه هاییم ، بر مبنایی راهبر داناییمان آموخت که چگونه ایجادگر تفاهم ها باشیم ، با حرکت دادن به فکر ما در جهان معنا. ما با کلامی برحق از حقانیت انسان و بازگشت به معنای خود و تکیه بر کاوش در مجهولات زمان بر تضاد انسانی ، رازمان را در کلام معنویت باز میگوییم. آری راز ما درد بشرهاست و این مقدمه ای برای گذر از محدودیت هاست ، رازی که با درک فروغ آزادی ها راهگشای من و توست. چراکه ما میخواهیم با گذر از محدودیتهای زمانی و مکانی ایجادگر فضای فکری و تفاهم ملتها و آغازگر حرکتی نوین برپایه ی فرهنگ معنوی انسان برحقی باشیم. ما میدانیم که مرتبه ها عنوانی بیش نیست ، تنها ذات انسانی نمای حاکمیت بر تضادها و نشان شخصیت هاست.  با درک از فروغ آزادی ها و در پس آشکار شدن ابهام ها ، آنگاه ندای آزادی به معنای انسان ، و حیات همانند نسیم بهاری و همانند روح فریادگر هستی هستا است و فریاد میدهد آمدم از برای تو ، من در حسرت اویم ، من مشتاق روزهای پر شوقم که انسان و انسان های جهان هستی را به دور از دلهره و ترسها که سرچشمه ی فساد اندیشه های انسانی است، ابرازگر عقیدتها باشم ، و تنها در رشته ی فرهنگی جامعه ها میتوان تصوراتی اینچنین داشت، تصوراتی که واقعیت آن تضمین کننده ی پیشرفت های اقتصای و فرهنگی و پشتوانه ای برای نسلهای آینده ی بشریت خواهد بود.... .

 

مدتهاست که اندیشه های فاسد و استثمارگر کوشیده اند تا مردم جهان از شنیدن فریاد برحق آزاد مرد دلیری چون پروفسور دکتر آقا ابراهیم میرزائی ، بنیان گذار تز علمی کانگ فو توآ در جهان که این حرکت ، در جهت ارتقاء و سلامت تن و روان آدمیان و کشف استعدادها و دانایی روزافزون ملتها از طرف ایشان صورت پذیرفت جلوگیری کنند و همواره ایشان و همراهان دانا و دلیرشان از طرف تمامی کانالها و رسانه های داخلی و خارجی تحت شدیدترین سانسورهای خبری بوده اند ، و صد البته اینک که جوشش خلق ها برای پیوستن به کلام برحق ایشان را با وجود تمام این فشار و محدودیت ها دیده اند به صورتی ناشیانه و ناشایست سکوت خود را شکسته ، که این نشان از ترس این ظالمان زمان از راهی است که ایشان پیش پای مردم نهاده اند. ملت ما باید به راه پیش رویشان بیشتر از اینها بیندیشند و آگاهانه به قضاوت خود و زمان روند..... .

 

ملت ما برای گذر از شرایط نامتعادل و جو متلاشی فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی ایجاد شده توسط اعمال نادانانه ی این کم اندیشان حاکم در کشورمان باید به افکار نوین و راهکارهای به روز و پاسخ گو در مقابل تمام ابعاد وجودی انسان بیندیشند و از یاد نبرند که مسلح غرب و شرق و حکام داخل تنها به نفع اهداف شخصی خود و ایجاد استثمار و استعمارهای نوین برای بقای شیطانیشان تلاش میکنند. ملت ما باید بدانند که کلمه ی آزادی همیشه با کلمه ی مبارزه همراه بوده است و مبارزه اصول و شرایطی دارد که عدم رعایت آن و تک روی ها و عدم اعتماد بیمار به پزشک حاصلی جز ویران شدن در درد و اندوه برای بشر ندارد. انسان امروز با هزاران سوال و مسائل پبچ واپیچ خود از هیچ مسئله ای رویگردان نیست و میداند که برای گذر از شرایط کنونی نیاز به ایجاد حرکتهای نوین و دفع ایسم های منفی در شرایط رقابت آزادانه ی اندیشه ها دارد و برای رسیدن به این مقصود باید حرکت را آغاز کرد و لحظات پر شکوه حال را به فرداها وانگذاشت!.

 

باید با بدکاران صاحب قدرت وارد مبارزه ای آزادانه و آگاهانه شد. باید مسئولیتها را پذیرفت ، آنچنان که فرمودند : اصل روشنفکری احساس شدید مسئولیتها است ، نه نشخوار بیمارگون اراجیفی از آن گونه ...... .

 

باید زیاده گویی و کم کاری را رها ساخت و بیشتر از آنچه که گفته میشود، عمل نمود.... . 

باید برای رهائی آدمی لحظه ای ترس به خود راه نداد و با شناخت عاملین اختناق و افراد تحت فرمانشان که گاها ً با توهین و زیر پا گذاشتن حرکتها و احساسات و ارزشهای مردمی قصد فریب افکار عمومی را با نمایش های روشن فکر گرایانه ی آخوندهای حاکم در پشت تریبون های یک سویه دارند، آنها را به مناظره و ایجاد تقابل اندیشه ها وادار نمود تا اهداف و انگیزه های عوام فریبانه ی شان برای همگان آشکار شود و آنان یک بار برای همیشه رسوای دو عالمین گردند.

دوست من ، همراه طریقت دانایی تن و روان سخنی با تو دارم : از اجتماع انسان و دانشکده ی انشاء تن و روان در این لحظه از زمان در ایران که برایمان به عنوان پایگاه و نقطه ی شروعی است تا به راه گشائی انقلاب فرهنگی مان و راهگشائی انقلاب نوین ایران – انقلابی مستقل از همه ی انقلابات جهان ، انقلابی که در نهاد خود فرمان رهائی و آزادی را به بشریت سرود کند ، انقلابی که ندای فرهنگ انقلابی دهد و .... .

 

همان طور که میدانی و میبینی دانشکده ی انشاء تن و روان در نطفه ی انقلاب 57 ایران بنیان گذاشته شد و بر این بنیان بدون امکانات تا این لحظه از زمان ، به آموزش هزاران انسان از طبقات مختلف مردم و ارتقاء تن و روان آنان پرداخته و در خلاف جهت جهان خواران که هدفی جز ترویج وسایل و ابزار فساد تن و روان و اعتیاد و نابسامانی در میان مردمان دارند، حرکت نموده ایم و تا آخرین لحظه ی جان نیز همچنان که دیدیم از این اصول انسانی به ره گرد تفکر گرائی دست نکشیده و نخواهیم کشید، بر این پایه شاید خواسته باشی بدانی که چرا و به چه دلیل بر این روند در طول 30 و اندی سال با سخت ترین شرایط و بدون امکانات بدین آموزش و بدین حرکت اصیل انسانی دست یازیدیم و راز این حرکت و اسرار آن چیست ؟ بر این آهنگ سخنی باید با تو بگویم که راز ناگشوده ی انسان در طول تاریخ چندین هزار ساله ی آن از گشت و واگشت تمدنها و فرهنگها و حکومتها گرفته تا خلق آثار انرژی روان به بیان و خط و شعر و بناهای عظیم و اسرار آمیز همچون اهرام  مصر و به طور کلی راز ناگشوده ی تمامی آنها در تن و روان انسان و انشاء آن و یا دست یابی به جان جهان یا انرژی بی پایان بوده و تاکنون موفق به دست یابی به آن نگردیده و بر این شکست تا بدین زمان شش تمدن خود را نابود کرده و اگر نتواند تا آینده ای نزدیک به بزرگترین منبع انرژی جهان یعنی انسان دست پیدا کند تمدن فعلی نیز که تمدن هفتم انسانی است به زوال و نابودی خواهد کشید که نمونه هایی از آن تضادهای موجود بین طبقات اجتماع و اختلافات ریشه دار مکتبی و حاکمیت جهان خواران و فرمانروائی جاهلان و نادانان بر اجتماعات و ترور اندیشمندان و متفکران ، همچنان که دیدیم در دانشکده ی مان سرخی خون شهید راه انقلاب فرهنگیمان محسن امیری و خون پاک و پر جوشش ز آثار جان به تن و روان ، راهبرمان پروفسور ابراهیم میرزائی دکتر در فیزیولوژی انرژی و بنیان گذار تز توآ در تن و روان در جهان و استاد دانشکده ی تن و روان که ترور او از سوی تفنگ داران نادان و جاهلان و شیاطین پشت نقاب ادیان به تحریک دشمنان بعید نبود برایمان....

 

قضاوت خواهند کرد آیندگان آگاه به راز انسان...

 

ولی باید بگوییم این تفرقه ی عظیم انسانها بر روی توپک زمینی و جنگ های وحشت زا که ناشی از دست یابی انسان به جهان نیمه جان و کشف اتم و نوترون و ساختن بمبهای اتمی و نوترونی که بمب نوترونی نیز در رابطه با خاصیت موجی سلول زنده ، نابود کننده ی زندگان و نه انشاء و ارتقاء آنان میباشد. حال این سوال مطرح میشود که این تضادهای بشری و این نابسامانی های فکری و سرگشتگی انرژی روانی انسان و بیماریها و ناراحتی های ناشی از آن که در انجام خلق انسان بیمار عصر کنونی را نموده تا به کی و تا کجا ادامه خواهد داشت ؟! و در پایان بالاخره چه کسی با آگاهی بر انرژی روان ، دعوتی خواهد داشت به وحدت انسان ؟؟؟؟؟ و می خواند راز و رمز آن به انشای تن و روان ؟؟؟

 

حال ما تو را می خوانیم ای انسان و مسئولیت خود را در این توپک زمینی بدان و به شرح آدمیان نیز بخوان. چون انسان شاهکاری است آماده به ترکیب جهان و تا حال خام میران و به سویه ی خویش ویرا و نادرک و ناتوان به دریافتن راز علم یکتای خویش ز جان از دو جهان. انسان نیست پرتوان مگر در خاصیت ترکیبات بعد از آنکه در سروده ی اسرار آمیز آن میتوان به نامیدی جان و کشف آن را انشاء آدمیان ز تن و روان و در دانشکده ای ز کل توپک زمینیان به پر سایه ی کیان و حال ای دوست میخوانیمت به انسان و میرباییمت به کشف جان.

ای همراه ما انسانها با به وجود آوردن جو حکومت انسان بر انسان دیواری از فاصله ها را حس کرده و تنها پیشرفت انقلاب فرهنگی در کلیه ی ارگانها و مکانها بر مبنای معنویت انسانی میتواند نابودگر این قدرت طلبی ها باشد و با درک از انسان و خلاقیت تفکر گرائی و تکامل بخشیدن به قدرت فیزیولوژی ( روح و روان ) و حاکمیت انسان بر سرنوشت خود و حق دخالت در بهبود اقتصادی و اجتماعی و خصوصا ً فیزیکی ، انسان معنای آزادی را درک میکند و زمانی که انسان در بیزمان فاقد شعور و فقیر و گرسنه است مسلما ًمعنای آزادی را درک نخواهد کرد.

 

به یاد دارید که راهبر طریقت دانایان آزادی را چگونه به کمال تعریف داشتند ؟ (( آزادی هیچوقت زیادی نیست و همیشه کلمه ی آزادی با کلمه ی مبارزه همراه بوده است. اگر ملت فرانسه آنچنان ملتی بود که صدای اعتراضش به وسیله ی دولت با دود باروت خفه میشد ، آیا میتوانست پس از اشغال فرانسه به وسیله ی سربازان آلمانی دشمن را با ایجاد نهضت مقاومت به ستوه آورد ؟ آیا ملتی که طعم آزادی را نچشیده باشند و از رشد و شعور اجتماعی کافی برای شناسائی حقوق طبیعی و قانونی خود آگاهی نداشته باشند ، میتوانند به خاطر آزادی از سر زندگی خود بگذرند ؟؟؟؟؟؟؟؟

 

آزادی پدیده ای تجزیه ناپذیر است ، چون از درون خود معرف یک انضباط و انسجام طبیعی است ، برای هر پیشرفت و کمال ضرورت غیر قابل انکار به شمار میرود و انسان را از همه ی نیروهای بازدارنده ی تکامل و پیشرفت نجات میدهد. به دیگر سخن : انسان گرسنه – برهنه – بی سواد یا کم سواد ، انسانی آزاد نیست. انسانی که حق دخالت در سرنوشت اقتصادی و اجتماعی خود را نداشته باشد ، انسانی آزاد نیست. انسانی که امکانات لازم برای شکفتن استعدادهای ذاتی خود را نداشته باشد ، انسانی آزاد نیست. انسانی که حق نقد و گفتگو و اعتراض و اظهار نظر در مسائل زندگی و روابط اجتماعی و کیفیت و کمیت قدرتهائی را که شرایط  زندگی اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی او را تعیین می کنند نداشته باشد انسانی آزاد نیست. انسانی که تلقی و ادراکش از سرنوشت و نیروهای اجتماعی و چگونگی شرائط اقتصادی و سیاسی و تکوین و تشکیل قدرتهای حکومت کننده و حدود و قلمرو طبیعی وظایف و مسئولیت های آنها ، به اندازه ای باشد که وجود فقر و غنا و اختلاف طبقاتی و تن درستی و بیماری و گرسنگی و سیری و بی سوادی و با سوادی را حکم سرنوشت و تقدیر ازلی بداند ، انسانی آزاد نیست .... .

آزادی به معنای استقلال است. آزادی یعنی روی پای خود ایستادن ، نیروهای خود را به کار بردن و خویشتن را به طور بارآور با جهان مربوط ساختن است. فیلسوفی گفته است : « آزادی آنچنان با روح انسان سرشته است که حتی رقیبانش بر آستان آن سر موافقت میسایند.

هیچ کس با آزادی نمی جنگد ، حداکثر با آزادی دیگران به مخالفت بر می خیزد >>))

 

دوستم بدان کانگ فو توآ (( طریقت دانایی )) روشی برای بهتر زندگی کردن انسانها و منشاء حرکت انسانی در زمان و بینهایت است و حرکت نسل جوان برای تفاهم بر تضاد تن و سازندگی خود برای ساختن آیندگان است.

طریقت دانایی راهی است که همراه با به کار گرفتن استعدادها و قدرت خلاقه ی فکری خود و روشن بینی و درک واقعیتها با همراهی راهدانان و یا همراهان و با پیشرفت زمان تکامل یافته و آگاه است که در دانایی انسان برتر یعنی ذات راستین و عنوانها مرتبه ای بیش نیست و مقام انسانیت روش علمی و فرهنگی و عملی است که انسان را در بینهایت زمان و در پناه اندیشه های راستین نوید دهنده ی بروز باطن ها و تکامل بخشیدن به فرهنگی به دور از همه ی فرهنگ های تداخلی رهنمون خواهد ساخت و اگر اشخاصی به ناروا ادعا میکنند که کانگ فو فرقه یا روشی چنان و چنین است سخت در اشتباهند. زیرا اینان فریب خوردگان خود گول زنند که بر اثر ضعف های درونی خود و با وابسته کردن اعمال دیگران سعی در نهادن سرپوشی بر ضعف های خود و افسوس که این نوع انسان نماها غافل از قضاوت دوران و در دنیای بی خبران به فریب خود و دیگران مشغولند.

بر حق است که به قضاوت خود باشند ، زیرا تنها با شناخت خود میتوان قضاوتگر انسانها بود. آری بر خلاف این تبلیغات عوام فریبانه ی مکاران حاکم و آدم فریب - نهادهای طریقت دانایی بهترین پشتوانه ی انسان در برابر حس وجدانی و مسئولیت اجتماعی و آغازی برای از میان برداشتن بی هدفی ها و از بین بردن فساد اندیشه ها و پیش گیری از اعتیادها که نسل جوان را به سوی نیستی و سقوط سوق میدهد و این تنها وسیله ی استثمارگران انسان و حاکمان دوران است ، اما طریقتمان انسان را در جهت سازندگی جامعه میبرد. جامعه ی ما در فقر فکری و نیازمند سازندگی انسانهای مقتدر و ره روان برحق است.

 

سیاست مداران باطل بدانند که ابراهیم میرزائی در نهاد طریقت دانایی یک شخص نیست بلکه نماد حرکت آگاهانه و حرکت اصلی باید توسط میرزائی ها که در این طریقت بسیارند انجام پذیرد !

 

با درود بی پایان به آغازگر این راه بی پایان - پروفسور دکتر آقا ابراهیم میرزائی که انسانیت انسان را بالاترین هدف و مقام و قانون انسان دانستند و خواستند.

 

به امید شنیدن فریاد برحق خلق ها در روز بیداری و قیام وحدت - ما با شماییم و تا فرا رسیدن آن لحظات بزرگ و دوران ساز ثانیه شماری میکنیم.... .

 

                       هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

                                           

                                                         آنکه این کار ندانست در انکار بماند

 

|+| نوشته شده توسط کامرون در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 13:13 |

بیانیه ی حقوق اولیه ی بشر که اعضای سازمان یگانگی ملزم به رعایت آن میباشند

اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر

سازمان یگانگی و وحدت انسان


د يباچه

از آن جا كه شناسايی حيثيت و كرامت ذاتی تمام اعضای خانواده ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان است؛



از آن جا كه ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده كه وجدان انسانهای حقیقی و آزاده را برآشفته‌ است و پيدايش جهانی كه در آن افراد بشر در بيان و عقيده، آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترين آرزوی بشر اعلا م شده است؛



از آن جا كه ضروری است كه از حقوق بشر با حاكميت حق و عدالت حمايت شود؛



از آن جا كه روابط دوستانه ميان ملت‌ها و انسانها بايد برقرار شود؛



از آن جا كه مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و كرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم كرده‌اند كه به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند؛



از آن جا كه برداشت مشترك در مورد اين حقوق و آزادی‌ها برای اجرای كامل اين تعهد كمال اهميت را دارد؛

سازمان یگانگی اين اعلاميه ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترك تمام مردمان و ملت‌ها اعلا م می‌كند تا همه ی افراد و تمام نهادها و احزاب جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بكوشند كه به ياری یکدیگر، رعايت اين حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده ی ملی و بين المللی، شناسايی و اجرای جهانی و موثر آن‌ها را در ميان مردمان كشورها تامين كنند. از آنجا که متن این اساس نامه بعد از نظر سنجی و تحقیق از مردمان سرتاسر جهان توسط سازمان ملل متحد تهیه و منتشر شده است سازمان یگانگی بر اساس دارا بودن اهداف مشترک با این اساسنامه آن را به عنوان پایه و نقطه ی آغازی برای تفاهم احزاب و ملل و ادیان در نظر گرفته اما همواره به ارتقای حقوق بشر و دسترسی و درک نیاز انسانها اندیشه خواهیم داشت و در این مسیر تحرک و پویایی و خلاقیت خود را حفظ خواهیم نمود..... (( در همین راستا برخی موارد توسط سازمان یگانگی به منشور حقوق بشر سازمان ملل اضافه شده است که امید است مورد تایید و توجه صاحب نظران واقع شود )). بی شک پذیرش موارد ذکر شده در این اساس نامه از سوی گروه ها و احزاب نشانه ی مردمی بودن و درک صحیح از زمان حال و نیازهای انسان و انسانی و مترقی بودن حقیقی اهداف آنان می باشد.



مادهء ١

تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند.

 

بنی  آدم  اعضای یک  پیکرند           که در آفرینش ز یک گوهرند

چوعضوی به درد آورد روزگار          دگر  عضوها   را  نماند قرار

تو کز محنت دیگران  بی   غمی          نشاید   که  نامت  نهند  آدمی


مادهء ٢

هر كس می‌تواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده ی سياسی يا هر عقيده ی ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه ی آزادی‌های ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.


به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.



مادهء ٣

هر فردی حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد.



مادهء ٤

هيچ كس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت. بردگی و داد و ستد بردگان به هر شكلی كه باشد، ممنوع است.



مادهء ٥

هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.

مادهء ٦

هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.



مادهء ٧

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی كه ناقض اعلا ميه ی حاضر باشد، و بر ضد هر تحريكی كه برای چنين تبعيضی به عمل آيد، از حمايت يكسان قانون بهره مند گردند.



مادهء ٨

در برابر اعمالی كه به حقوق فردی تجاوز كنند ـ حقوقی كه یک انسان آزاد باید از آن بهره مند باشد ( در پایان همین اساسنامه حقوق انسان آزاد و معنای آزادی را از دیدگاه سازمان یگانگی عنوان خواهیم داشت ) ـ هر شخصی حق پیگیری حقوق از دست رفته ی خویش را با کمک مراکز مربوطه در جامعه ی جهانی و به صورتی موثر دارا می باشد.



مادهء ٩

هيچ كس را نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد كرد.



مادهء ١٠

هر شخص با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی در باره‌ ء حقوق و الزامات وی، يا هر اتهام جزايی كه به او زده شده باشد، تصميم بگيرد.

(( همه ی امکانات آموزشی و پرورشی و رسانه ها باید در راستای برقراری گفتار نیک – پندار نیک و کردار نیک در انسانها و برقراری سلامت روان و آشتی درونی و برونی آدمیان به کار گرفته شوند تا پرورش انسانهایی به معنای حقیقی کلمه و نگاهبان بر خویشتن و سپندار هستی صورت پذیرد و بدین پایه انقلابات فرهنگی هر چه سریعتر در جوامع تحقق پذیرد )).



مادهء ١١

١- هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.


٢- هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد. ( در سازمان یگانگی به مجرمان به چشم انسانی بیمار و نیازمند پرورش و آموزش نگریسته خواهد شد و هر گونه به کار گیری خشونت برای اصلاح مجرمین محکوم و عیر علمی نگریسته می شود ).



مادهء ١٢

نبايد در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامت گاه يا مكاتبات هيچ كس مداخله‌ صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت كسی حمله شود. در برابر چنين مداخله‌ها و حمله‌هايی، برخورداری از حمايت های اجتماعی، حق هر شخصی است.



مادهء ١٣

١- هر شخصی حق دارد در داخل هر كشور آزادانه رفت و آمد كند و اقامتگاه خود را برگزيند.


٢- هر شخصی حق دارد هر كشوری، از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشور خويش بازگردد.

مادهء ١٤

حفظ شأن آدم و احترام به آن از اهم مهمات هنجارهای حاکم بر اجتماع بوده و هیچ قانونی که این امر را خدشه دار نماید پذیرفته شدنی نیست. نوع آموزش باید به گونه ای باشد که برای کنترل انرژی انسانها در جامعه به نیروی پلیسی نیاز نباشد و هر آدم را آنگونه بسازد که خود نگاه بان باشد بر هستی و نفس خویشتن. شناخت و درک مفهوم آدمیت به عنوان بالاترین آرمان و نشاندن آن در درک عموم جامعه بالاترین وظیفه ی ارگانهای نظارتی و راهبردی می باشد.

مادهء ١٥

١- در سازمان یگانگی مرزها و محدوده های جغرافیایی برای محدود نمودن انسانها معنایی نمی یابد و پذیرفته شدنی نمی باشد.



مادهء ١٦

١- هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.


٢- ازدواج حتما بايد با رضايت كامل و آزادانه ی زن و مرد صورت گيرد.


٣- خانواده ركن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.



مادهء ١٧

١- هر شخصی به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالكيت دارد. ( این امر شامل اموال عمومی و منابع طبیعی نمی باشد ).


٢- هيچ كس را نبايد خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد.



مادهء ١٨

هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادت‌ها و اجرای آيين‌ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.



مادهء ١٩

هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.



مادهء ٢٠

١- هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.


٢- هيچ كس را نبايد به شركت در هيچ اجتماعی مجبور كرد.



مادهء ٢١

١- هر شخصی حق دارد كه در اداره‌ ی امور عمومی كشور خود، مستقيما يا به وساطت نمايندگانی كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.


٢- هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی كشور خود دست يابد.


مادهء ٢٢

هر شخصی به عنوان عضو جامعه، حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همكاری بين المللی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و كرامت و رشد آزادانه ی شخصيت خود را، با توجه به تشكيلا ت و منابع، به دست آورد.



مادهء ٢٣

١- هر شخصی حق دارد كار كند، كار خود را آزادانه برگزيند، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای كار خواستار باشد و در برابر بیكاری حمايت شود.


٢- همه حق دارند كه بی هيچ تبعيضی، در مقابل كار مساوی، مزد مساوی بگيرند.


٣- هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد كه زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و كرامت انسانی تامين كند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی كامل شود.


٤- هر شخصی حق دارد كه برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد و يا به اتحاديه‌های موجود بپيوندد.



مادهء ٢٤

هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.



مادهء ٢٥

١- هر شخصی حق دارد كه از سطح زندگی مناسب برای تامين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، به ويژه از حيث خوراك، پوشاك، مسكن، مراقبت‌های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود. همچنين حق دارد كه در مواقع بیكاری، بيماری، نقص عضو، بيوگی، پيری يا در تمام موارد ديگری كه به عللی مستقل از ارادهء خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد، از تامين اجتماعی بهره مند گردد.


٢- مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه ی كودكان، اعم از آن كه در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند، حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.

مادهء ٢٦

١- هر شخصی حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش در تمام مقاطع تحصیلی و برای همگان، بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است. آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی كامل برای همه امكان پذير باشد تا هركس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.


٢- هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبه ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و فلسفی و نيز به گسترش فعاليت‌های سازمان یگانگی در راه برقراری صلح جهانی و خلع سلاح عمومی ياری رساند.


٣- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود، برديگران حق تقدم دارند.



مادهء ٢٧

١- هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.


٢- هركس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.

مادهء ٢٨

هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه‌ ی اجتماعی و بين المللی باشد كه حقوق و آزادی‌های ذكر شده در اين اعلاميه را، به تمامی تأمين و عملی سازد.



مادهء ٢٩

١- هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی برعهده دارد كه رشد آزادانه و همه جانبه ی او را ممكن می‌سازد. در غیر این صورت انسانی و وجدانی است که برای تغییر شرایط جامعه ی خویش کوشا شود.


٢- هركس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی‌های خود فقط تابع محدوديت‌هايی است كه صرفا ٌ برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی‌های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه‌ ی اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموكراتيك در نظر گرفته میشوند.



مادهء ٣٠

هيچيك از مقررات اعلاميه‌ ی حاضر نبايد چنان تفسير شود كه برای هيچ دولتی متضمن حقی باشد كه به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.

 

 

عضویت در سازمان یگانگی برای تمامی افراد و سازمان ها و احزاب با قبول و احترام به حقوق اولیه ی بشر و تعهد به موارد مشروحه در فوق امکان پذیر است. لازم به ذکر است که موارد ذکر شده همگی مورد تایید سازمان ملل متحد بوده و بسیاری از آنها در اعلامیه ی حقوق بشر ذکر گشته است. همچنین از تمامی صاحب نظران درخواست داریم تا در صورت مشاهده ی ایرادات و یا نقص در بیان موضوعات قبول زحمت نموده و آن را به سازمان یگانگی اطلاع دهند. همچنین در صورت وجود نظرات تکمیلی در راستای ارتقاء حقوق بشر و ایجاد اتحاد و برابری و آزادی و حق و عدالت برای همه ی انسانها میتوانید نظرات خود را برای سازمان ارسال نموده تا بعد از تایید به لیست فوق اضافه گردد.

با درود بی پایان بر ره روان راه دانایی و رهایی خواهان انسان از یوغ بردگی.


برای بیان معنای آزادی بهترین و کاملترین تعریفی که یافتیم بیاناتی از آقا پروفسور ابراهیم میرزائی بود که با بیانی شیوا آزادی را به کمال تعریف نمودند. بدین پایه تصمیم گرفتیم تا همان تعریف کامل را برای بیان منظورمان از آزادی برای شما دوستان در این قسمت قرار دهیم. با درود بر ایشان که معتقدیم شناخته شدنشان از سوی ملت ایران میتوانست ما را بسیار پیشتر از اینها به یگانگی و اتحاد و آزادی رساند. ما دست ایشان و همه ی همراهان دلیرشان را در راه رهائی به گرمی میفشاریم.

 

آزادی پدیده ای تجزیه ناپذیر است ، چون از درون خود معرف یک انضباط و انسجام طبیعی است ، برای هر پیشرفت و کمال ضرورت غیر قابل انکار به شمار میرود و انسان را از همه ی نیروهای بازدارنده ی تکامل و پیشرفت نجات میدهد. به دیگر سخن : انسان گرسنه – برهنه – بی سواد یا کم سواد ، انسانی آزاد نیست. انسانی که حق دخالت در سرنوشت اقتصادی و اجتماعی خود را نداشته باشد ، انسانی آزاد نیست. انسانی که امکانات لازم برای شکفتن استعدادهای ذاتی خود را نداشته باشد ، انسانی آزاد نیست. انسانی که حق نقد و گفتگو و اعتراض و اظهار نظر در مسائل زندگی و روابط اجتماعی و کیفیت و کمیت قدرتهائی را که شرایط  زندگی اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی او را تعیین می کنند نداشته باشد انسانی آزاد نیست. انسانی که تلقی و ادراکش از سرنوشت و نیروهای اجتماعی و چگونگی شرائط اقتصادی و سیاسی و تکوین و تشکیل قدرتهای حکومت کننده و حدود و قلمرو طبیعی وظایف و مسئولیت های آنها ، به اندازه ای باشد که وجود فقر و غنا و اختلاف طبقاتی و تن درستی و بیماری و گرسنگی و سیری و بی سوادی و با سوادی را حکم سرنوشت و تقدیر ازلی بداند ، انسانی آزاد نیست .... .

آزادی به معنای استقلال است. آزادی یعنی روی پای خود ایستادن ، نیروهای خود را به کار بردن و خویشتن را به طور بارآور با جهان مربوط ساختن است. فیلسوفی گفته است : « آزادی آنچنان با روح انسان سرشته است که حتی رقیبانش بر آستان آن سر موافقت میسایند.

هیچ

آزادی پدیده ای تجزیه ناپذیر است ، چون از درون خود معرف یک انضباط و انسجام طبیعی است ، برای هر پیشرفت و کمال ضرورت غیر قابل انکار به شمار میرود و انسان را از همه ی نیروهای بازدارنده ی تکامل و پیشرفت نجات میدهد. به دیگر سخن : انسان گرسنه – برهنه – بی سواد یا کم سواد ، انسانی آزاد نیست. انسانی که حق دخالت در سرنوشت اقتصادی و اجتماعی خود را نداشته باشد ، انسانی آزاد نیست. انسانی که امکانات لازم برای شکفتن استعدادهای ذاتی خود را نداشته باشد ، انسانی آزاد نیست. انسانی که حق نقد و گفتگو و اعتراض و اظهار نظر در مسائل زندگی و روابط اجتماعی و کیفیت و کمیت قدرتهائی را که شرایط  زندگی اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی او را تعیین می کنند نداشته باشد انسانی آزاد نیست. انسانی که تلقی و ادراکش از سرنوشت و نیروهای اجتماعی و چگونگی شرائط اقتصادی و سیاسی و تکوین و تشکیل قدرتهای حکومت کننده و حدود و قلمرو طبیعی وظایف و مسئولیت های آنها ، به اندازه ای باشد که وجود فقر و غنا و اختلاف طبقاتی و تن درستی و بیماری و گرسنگی و سیری و بی سوادی و با سوادی را حکم سرنوشت و تقدیر ازلی بداند ، انسانی آزاد نیست .... .

آزادی به معنای استقلال است. آزادی یعنی روی پای خود ایستادن ، نیروهای خود را به کار بردن و خویشتن را به طور بارآور با جهان مربوط ساختن است. فیلسوفی گفته است : « آزادی آنچنان با روح انسان سرشته است که حتی رقیبانش بر آستان آن سر موافقت میسایند.

هیچ کس با آزادی نمی جنگد ، حداکثر با آزادی دیگران به مخالفت بر می خیزد >>))

|+| نوشته شده توسط کامرون در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 21:21 |

اهداف یگانگی

 

سازمان یگانگی بنابر احتیاجات و تمایلات اجتماعی و با هدف ایجاد نظم و وحدت دمکراتیک برای حفظ اطمینان و حق و عدالت و صلح و امنیت و خدمت گذاری و برابری با قانون حفظ مردمی در این لحظات بحران زای زمان در سرزمینمان ایران بنیان نهاده شد و کنون با دعوت همگان و بیان راه و طریقت نجات مردمان و پیش به سوی فتح برتری های قله ی انسان در آماج کشف جان و با شناساندن فرهنگ جاودانه ی ایران زمین بر همگان میرویم تا در میعاد همراهان لحظات فتح و پیروزی را در آغوش گیریم و در وحدت آدمیان با ابطال حکومت نادانان و نشاندن مفهوم آزاد اندیشی و حق بیان برای انسان بر درک آدمیان و با هدف یاری اندیشمندان هر زمان دست در دست هم دهیم، و با قبول مسئولیتها و آرمان انقلابی مستقل از همه ی انقلابات جهان، تا آخرین لحظات جان میکوشیم و اعلام میداریم که میخواهیم دست ستم کاران زمان و قدرت طلبان را برای همیشه از حکومت بر اجتماعات انسان در بی نهایت زمان کوتاه و ناتوان سازیم و ایمان داریم این تحقق پذیر است تنها با دست وحدت و پرتوانی آزاد اندیشان و آزادگان جهان. ما با کلامی برحق از حقانیت انسان و بازگشت به معنای خود و تکیه بر کاوش در مجهولات زمان بر تضاد انسانی، رازمان را در کلام معنویت باز میگوییم. بی شک این آیین با درک فروغ آزادی ها تنها راهگشای من و توست. ما میخواهیم با گذر از محدودیتهای زمانی و مکانی ایجادگر فضای فکری و تفاهم ملتها و آغازگر حرکتی نوین برپایه ی فرهنگ معنوی، انسان برحقی باشیم. ما مشتاق روزهایی هستیم که انسان و انسان های جهان به دور از دلهره و ترسها که سرچشمه ی فساد اندیشه های انسانی است، ابرازگر عقیدتها باشند، و تنها در رشته ی فرهنگی جامعه ها میتوان تصوراتی اینچنین داشت، تصوراتی که واقعیت آن تضمین کننده ی پیشرفت های اقتصای و فرهنگی و پشتوانه ای برای نسلهای آینده ی بشریت خواهد بود.... . به امید یگانگی و سوگند به ستبر سینگان آزادی خواه  این پشته از زمین، که تا طلوع  پیروزی ها از هیچ کوششی در راه رهایی انسان و شناساندن درکمان بر همگان، دریغ نخواهیم کرد .

 


 

زمان آن رسیده است که بیاندیشیم دلایل تحمیل عقاید افراد برای چیست ؟ آیا هوسهای ناکام و آرزوهای سرکوفته ی رهبران باعث تحمیل شده اند ؟ چرا انسان این شاهکار پر توان که در انشاء یا تکامل تن عریان به اعلا درجه ی موجودات جان رسیده و ندای صلح طلبی از سرتاسر زوایای وجودش جاری و نمایان است اینگونه با مسلح نمودن خود به سلاح هایی که طبیعت زان پیش از وی گرفته بود شأن حیات خود را در آماج سقوط تا حد درندگان و حتی بدتر از آنان قرار داده است ؟ آیا سلاح های اولیه ی بشر برای جنگ انسان با انسان بود و یا جبرانی بر بی دفاعی جسمی وی در عالم طبیعت ؟ آیا سلاح های کنونی بشر نیز چون گذشتگان نشانه ای بر هوش انسان در بهبود شرایط بقا و محافظت از خود است و یا وسیله ی نابودی همنوعان و تکراری جنون آمیز در زیاده خواهی و تجاوز به حقوق دیگران و سندی بر دیوانگی انسان این زمان ؟ آیا این موجود از خود بیگانه راه کمال خویش را دوباره خواهد یافت و یا هر روز بیش از پیش در مغاک مذلت فرو خواهد رفت ؟ آیا در تبیین ایده های تکاملی انسان و جوامع آنان به تمامی ابعاد وجودی انسان پرداخته شده ؟ بالاخره چه چیز میتواند با ایجاد تعادل و توازن در تن و روان انسان موجب آشتی و تکامل حقیقی وی شود ؟ آیا پیشرفت های تکنولوژیایی و صنعتی پاسخ گوی نیازهای انسان در ابعاد روح و روان خواهد بود و یا اینکه این پیشرفتها با بر هم زدن تعادلات زیست محیطی و درونی موجودات زمین و بلاخص انسان موجبات سرگشتگی و گمراهی بیشتر وی را فراهم خواهند نمود ؟ آیا پیشرفت های فرهنگی و معنوی ما انسانها متناسب با پیشرفتهای تسلیحاتی و دفاعی و حتی تکنولوژیایی ما بوده است ؟ آیا زمان آن رسیده است که انسانها به قضاوت خود بنشینند ؟ چگونه میتوان به مردم اراده ی نوینی تعلیم داد ؟ آیا میتوان این انسان گرفتار آمده در زمان و مشکلات بیشمار دوران را لحظه ای متوجه ی اعمال جنون آمیز خود ساخت و انسانیت فراموش شده اش را به وی یادآوری نمود ؟ آیا انسانها به تعریف روشنی از مسئولیتهای اجتماعی و انسانی خویش در قبال هم نوعان خود رسیده اند ؟ در جهانی که میلیونها انسان در فقر مادی و معنوی به سر میبرند حکومت مداران چگونه و با چه مجوزی میتوانند هزینه و انرژی های هنگفت را برای قدرت طلبی ها و رقابتهای تسلیحاتی خود در یک بازی کورکورانه و جنون آمیز مصروف نمایند ؟ آیا سکوت و بیگانگی انسانهای آزاده و آزاد اندیش بیش از این جایز است ؟ راه حل چیست ؟ چگونه میتوان از تاخیر کنندگان تکامل حقیقی پیشی گرفت و با شناخت حقایق و انقلابی در اندیشه های انسانی، خود باوری و عزم و اراده ی نوینی برای رهائی از این کابوسهای وحشتناک بشری به انسانها بخشید ؟ آیا زمان بررسی علمی پدیده های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در شرایط رقابت آزادانه ی اندیشه ها فرا رسیده و یا اینکه برخوردهای کورکورانه و تعصب آمیز انسانها با یکدیگر به فجایع دیگری در تاریخ حیات آدمیان منجر خواهد شد ؟ فلسفه ی اخلاق چیست ؟ بشر تا به حال انقلابات کشاورزی – صنعتی و انقلاب عظیم اطلاعات را پشت سر گذاشته که البته هر یک از آنها جنگ ها و ویرانی های بسیار برای وی در بر داشته حال که در زمانه ی انقلاب اطلاعات به سر میبریم آیا آزاد اندیشی و فرهنگ قرار گرفتن در چنین شرایطی را داریم یا بار دیگر جنگ ها و ظلم ها بر ما حاکم خواهند شد ؟ آیا برای پیشگیری از وقوع فجایع پیشین و لزوم ایجاد سیستمهای نوین اجتماعی در راه ایجاد تفاهم انسانها و ملتها بر روی توپک زمینی زمان آن رسیده است که بتوانیم به ایده های نوین بیشتر بیاندیشیم و لزوم آنها را تا چه حد احساس میکنیم ؟ آیا زمان آن نرسیده که برای برون رفت از شرایط نابهنجار جهان کنونی یک انقلاب فرهنگی و درونی برای انسانها رخ دهد ؟ به راستی که انقلاب واقعی بشریت انقلاب اندیشه هاست.... آیا مبارزان جهان هدف خود را به روشنی مشخص نموده اند و میدانند در حقیقت با چه چیز باید جنگید و یا همگان در تاریکی به سوی حریفی ناشناخته یورش میبرند ؟ آیا بدون شناخت خود میتوان دیگران را شناخت ؟ از کجا باید آغاز کرد ؟ آیا بدون درمان خود میتوان به درمان بشر نشست ؟ آیا زمان آن رسیده که به طور جدی به مفهوم از ماست که بر ماست بیاندیشیم ؟ نا آگاهی اجتماعی و نبود اعتماد به نفس در نزد مردم از جمله اصلی ترین دلایل به وجود آمدن حکومتهای دیکتاتوری است، چگونه میتوان با بالا بردن آگاهی اجتماعی اعتماد به نفس از دست رفته ی مردم را به آنها بازگرداند ؟ آیا میتوان به مردم فهماند که در مقابل چه حکومتی و به چه دلایلی باید به پا خاست ؟ آیا میتوان بیش از آنچه گفته میشود عمل نمود ؟ ما معتقدیم که برای انسانیت، برای ارج نهادن به حقوق انسانی و به خاطر ایجاد عدالت اجتماعی در هر جایی و با هر مستبدی باید جنگید، برای ما به دست آوردن آزادی و مبارزه در برابر حکومت زور آرمانی نیست که محدود به وسعت خاکمان باشد چون خود را متعلق به تمام گیتی میدانیم و همیشه برادر و خواهر تمام مردم جهان باقی خواهیم ماند، بی شک در آرزوی یگانگی و آزادی همه ی انسانهاییم، به همین دلیل در مقابل مشکلات آنها بی تفاوت نخواهیم ماند همانگونه که از آنها انتظار داریم تا نسیت به فریاد بر حق ما بی تفاوت نمانند، بی شک این حرکت متعلق به همه ی آزادی خواهان جهان است، حال با هر اسم و فلسفه ودین ومرامی که باشند هدف ما پیروزی و یگانگی تمامی آنهاست. برای آزاد زیستن و ایجاد عدالت اجتماعی، شهر، کشور و حتی قاره مفهومی نمی یابد. آیا بدون یک اساس اخلاقی محکم یک انقلاب واقعی میتواند وجود داشته باشد ؟ آیا مکانیزم شکل گیری انقلاب چیزی جز اتحاد و ایجاد خود باوری و یگانگی در میان توده هاست ؟  آیا ما خود حاضر به اهدای خونمان در راه رهائی هستیم ؟ البته انقلابی که ما به آن معتقدیم، انقلابی است که در واقع خالی از هرگونه خشونت باشد، اما مسلما ً تلقین کردن عدم خشونت به طبقات رنج کشیده و آزادی خواهان در شرایط نابرابر فعلی کار بسیار نا بخردانه ای است.!! کلام ما آزادی و یگانگی تمامی انسانهاست، بر این اساس تمام پدیده ها باید در خدمت و تامین کننده ی این آزادی و یگانگی باشند. بی شک با اتحاد و یگانگی و پذیرش این آرمان از سوی تمامی آزادی خواهان حقیقی زمان فتح و پیروزی بر باطل و پایان جولان های ستمکاران زمان در زمین و سرزمینمان فرا رسیده است و آنها چون نیروی حاصل از این اتحاد و یگانگی را لمس نمایند دیگر مجالی برای بقای شیطانی خود نمی یابند. ما با ساختن الگویی علمی و عملی از یک جامعه ی آزاد و برابر و ارائه ی آن به صورتی آگاهانه بر همگان، فرصت و امکان بقای نامردمان را معدوم خواهیم ساخت، ما  با برقراری آزادی در درونمان فرصت بیان و تکاپوی اندیشه ها را فراهم، و آنگاه شکوه و عظمت اندیشه های سازنده را نظاره گر خواهیم بود. ما سیستم نوین اجتماعی و فرهنگی خود را تبیین و ارائه و آنگاه فروریختن پایه های استبداد و بیداد را نظاره گر خواهیم بود ( چون همه میدانند که حکومت فاسد و نادانه ی آنها اینک در اعمال کورکورانه ی خود درمانده است و ناتوانترین و زوال پذیرترین حکومت دوران خویش می باشند ). تنها موضوعی که آنها در این لحظات بر آن دامن میزنند نفاق و دو دستگی و بی اعتمادی انسانها نسبت به یکدیگر است و بی شک یگانگی ما کابوس وحشتناکی است که اینک آنان زمزمه ی آن را میشنوند. بیایید از همین لحظه تصمیم بگیریم زمانی که بر خلاف سمت انسانها حرکت می کند متوقف کنیم و اینهاست روش راستین و آیین یگانگی ما : هدف انسانی اندیشه، شناخت محیط و افراد، شناخت خود، درک واقعیت، بیداری و بیدار سازی، درک اهمیت عامل زمان و ربایش آن و پایان غفلت از گذر زمان و تباهی آدمیان. ایمان به قدرت انسانها، یگانگی انسانها، مبارزه با اندیشه های آلوده در شرایط رقابت آزادانه ی اندیشه ها، شناخت و نهاد انسانی، تحرک و تلاش تا لحظه ی برخورداری نگهداری دست آورد برای همیشه، دوستان بی شک فقدان این اصول و گرایشها رمز و راز ناتوانی و زبونی کنونی بشر است، ما با تو که از این گرایشها برخورداری و از آنها آگاهی هستیم، با تو که نیرو تن و اندیشه ات را برای رهائی و یگانگی به کار خواهی گرفت، با تو که هرچه را میخواهی انسانی و برای انسانهاست. ما با تو که توانایی و توانایی همگان را میخواهی و آن را در اتحاد و دوستی میبینی هستیم. دوست من : 

                                          

 

به راه این امید پیچ در پیچ     مرا لطف تو میباید دگر هیچ

 


 

 

بی شک نمادهای تاریخی و فرهنگی ایران باستان به خصوص بنای عظیم تخت جمشید نمونه ای از آزاد اندیشی و میل یگانگی در بزرگان و نیاکان سرفراز ماست و بی شک در این راه همان فرهنگ و تمدن جاودانه راهنما و دستگیر ما خواهد بود.

 

 

 

 


 

 

اندیشه ی انسان باید بر بزرگی او فرمانروا شود. 

 

من به عنوان موجودی خردمند به فرمانهائی که خود روا و برحق نشناسم گردن نمینهم. فقط آن چیزها که پذیرفته ی وجدان من است برای من قانون است. این همان حق ذهن است که سرچشمه ی اندیشه ی دمکراسی و نیز ( حق قضاوت شخصی است ).

 

آیا انسان را میتوان شناخت ؟ با دادرسی علم نو پای روان شناسی در جهان تن و روان میرویم : آیا بشر امروز بیمار است ؟ آیا بشر امروز بیهوش است ؟ آیا بشر امروز خواب است ؟ آیا بشر امروز قدر این روزها را نمی داند ؟ چطور باید بداند ؟ آیا بشر امروز خسته است ؟

 

بهروزی خواست مشترک انسانهاست. انتظار فردایی نکوتر، فردایی بهتر، در یگانگی حدیث این شوق فرجام را که حدیث نفس انسانهایش باید نام داد میجوئیم. به راستی فرزندان ما به کجا میروند ؟ میلیونها کودک در انتظار زندگی بهتر، فرزندان امروز و معماهای فردا. فرزند عروسک و تولید مثل، عروسک سازی نیست که درباره ی آینده و فرجام آن نیازمند به تفکر جدی نباشیم. کودکان ما باید، حقایق تلخی را که کشور و ملتشان با آنها دست به گریبانند بی پرده بشناسند، تا اندک اندک و با دیدی واقع بین نسبت به وظائف و سهم سازنده ی خویش پا در آستانه ی فعالیتهای اجتماعی نهند.

 

نیازمندیها، ناکامیها و مشکلات امروز بشری و خود گمکردگی بشر از چیست ؟ (( ما مسائل خود را به درستی نمیشناسیم، ما با دشمن ناشناخته در نبردیم !!! و در تاریکی به سوی سایه ی موهوم او حمله ور میشویم.... !

 

آیا انسان میتواند از اتلاف وقت و نیروی بیهوده صرفه جویی کند و آنها را در راه جبران نقایص و کشف استعداد و شادکامی خویش به کار اندازد ؟

 

انقلاب واقعی بشریت انقلاب اندیشه هاست. چیست ؟؟؟

 

برای شناختن هر عصر یا ملتی باید فلسفه ی آن عصر یا ملت را شناخت. فلسفه ما را وادار میکند که زندگی و مرگ را استقبال کنیم. منظر وسیع این فلسفه ( انانیت ) اضطراب انگیز ما را به صفا مبدل میکند؛ ما را با حدود و قیودی که اغراض ما باید در درون آن مستقر شود آشتی میدهد. فلسفه ی معاصر از جهان مداری به انسان مداری گرایید و به سه مبحث اساسی تقسیم گردید : 1- هستی شناسی 2- شناخت شناسی 3- ارزش شناسی. نیاز به فلسفه هنگامی پیش می آید که زندگی آدمیان از توانائی یگانه سازی محروم بماند و تضادها، روابط زنده ی درونی و متقابل خود را از دست بدهد.

 

پیکار ما فقط به خاطر دفاع از انسانیت است.

 

 

آیا میتوان هرج و مرج غیز قابل اغماض جهان را به وحدت و نظم مبدل کرد ؟ ما در عصری زندگی میکنیم که همه چیز در طلب یک تخریب است تا بنیان کهن را براندازد. بالاخره معنای قیام وحدت چیست ؟ و لحظه لحظات آن کی فرا خواهد رسید ؟ معنای لحظه ی دوران ساز چیست ؟

 

 

 شرط به وجود آمدن یک نظام عادلانه ی اجتماعی چیست ؟

 

                                        

آیا جهان بینی نوین یگانگی در برابر جهان بینی های قرون وسطائی قرار گرفته است ؟

 

 

دوستی چیست ؟ هماهنگی اجتماعی در چیست ؟

 

عظمت بشر در چیست ؟ دنیا همچنان تاریک است، ما انسانهائی بلا دیده ایم، و من دریافته ام از خود بیگانگی، بهره گیری انسانها از انسانهای دیگر گرسنگی و بد غذائی بدبختی بزرگ بشریت است.

 

آیا نسلهای آینده به ما انسانی خوشبخت و اندیشمند لقب خواهند داد ؟ آیا آخرین بشر به خود خواهد گفت : از کشاکش پدران خود سعادت را دریافته ایم و یا خواهد گفت ..... .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  


 

به این بیان و با پاسخ به مسائل فوق و مسائل انسان، از تمامی مردم آزاده و آزاد اندیش ایران زمین و تمامی احزاب و گروه ها و سازمانها و ادیان و فرقه ها دعوت میکنیم تا با بیان دیدگاه ها و اندیشه های خود و برقراری ارتباط با سازمان یگانگی توسط ایمیل این وبلاگ و ارسال اهداف حزب یا طریقتشان برای ما، ما را در پیمودن راه یگانگی و اتحاد دانایان و آزاد اندیشان جهان یاری نمایند تا با بررسی و شناخت اهداف مشترک و تبیین آنها بتوانیم همگی در فضایی انسانی و برابر هرچه سریعتر و با اقتدار بیشتر حرکت هایمان را به ثمر رسانیم.

 


 

سازمان یگانگی انسان در صدد انتشار نشریه ی یگانگی می باشد. لذا از تمامی صاحب نظران و علاقه مندان و آزاد اندیشان دعوت به همکاری میشود.

 

مسئوليتها :

 

۱- جمع آوري اخبار

۲- مقاله هاي علمي - فلسفي - سياسي - فرهنگي - اجتماعي

۳- تهيه ي تصاوير و فيلمهاي مستند

۴- ويرايش

۵- طراحي

۶-انتشار

۷-ارتباطات

 


 

به فرموده ی پروفسور آقا ابراهیم میرزائی احزاب نقطه ی اوج اندیشه های بشری می باشند و باید حق عمل و بیان برای تمامی آنها محفوظ و بلامانع باشد. به این برگرفته از سخنان ایشان لازم میدانیم که عنوان داریم سازمان یگانگی مایل به مذاکره و اتحاد با تمامی احزاب و سازمانهای چپ و راست می باشد و نظرات تمامی آنها را در صورت ارسال در نشریه قرار خواهیم داد. چراکه بی شک داوری درباره ی گروه ها و احزاب در شرایطی ممکن است که جو رقابت آزادانه ی اندیشه ها حاصل گشته باشد. (( آنان که نمی توانند سخنان متضاد با اندیشه ی خود را بشنوند و در باره ی آنها به تفکر بنشینند، به چه می اندیشند ؟ توشه ی فکری آنها چیست و چگونه سخن از آزادی و آزادی خواهی بر می آورند ؟؟؟

 

(( سازمان یگانگی و کیان انسان ))

 

شهاب ابراهیمی

|+| نوشته شده توسط کامرون در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 19:49 |