تبليغاتX
سازمان جهانی یگانگی انسان
سازمان جهانی یگانگی انسان
یگانگی را تنها در برقراری حق و عدالت و احترام بر آزادی اندیشه ها و کیان انسان مفهوم است
پیامی به تحدید گران انسان

 

مشتاق گل از سرزنش خار  نترسد        حیران رخ  یار ز اغیار  نترسد

 عیار دلاور که کند ترک سر خویش       از خنجر خونریز و سر دار نترسد

      

   آنکس که چو منصور زند لاف اناالحق

   از طعنه نامحرم اسرار نترسد

 

 

پیامی به آنان که با زبان تحدید با آدمیان سخن میگویند

 

ما در راهیم و آنکس که عاشق راه از بیراهه نترسد

 

اگر شما خود را مالک راه میدانید بدانید که در اشتباهید

 

و اشتباه اشت تباهی آدم است

 

کلام ما این است :

 

به خود آیید

 

کلام شما نشانگر اندیشه ی شماست

 

سنجیده سخن گویید

 

|+| نوشته شده توسط کامرون در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 23:18 |

هدف و آرمان زیبایی آفرین

هدف اندیشیدن چیست ؟

بقای انرژی آدم در عالم و برد اندیشه ی او در بی زمان نمود حق آرمان انسانیت و جستجوی شان و هدف آفرینش یا تکامل در جهان تن و روان است. پس چگونه است که انسان این زمان به نام اندیشه – دین – مذهب – علم – سیاست و ..... دست به کشتار و گاه وضع قوانینی میکند که شایسته ی شان آدم و در جهت آرمان زندگی آدم در عالم نیست ؟

 

آیا فلسفه یا دینی را میشناسید که با زبان خود بگوید که هدف ما ارتقا و بهبود زندگی آدم نیست

 

حتی فسیلی ترین اندیشه های مذهبی و فلسفی در گفتار میگویند ما در جهت انسان و انسانیت حرکت میکنیم !! اما قافل از آنند که انسانیت تنها در وجود انسان معنا پیدا میکند و نمیتوان به نام انسانیت حکم به بودن یا نبودن و یا اعمال خشونت بر علیه انسانها داد

 

انسانیت با جنایت بیگانه است و نمی توان به نام قانون شان انسانها را مورد تجاوز قرار داد. هر اندیشه ای زمانی توجیه پذیر است که بعد از به رسمیت شناختن وجود آدم ادعای آدمیت کند، اندیشه یا راهی که از هر حیث به حقوق انسانی و فردی و اجتماعی افراد تجاوز میکند نمیتواند ادعای سعادت و سلامت انسان را داشته باشد و این گونه گفتار بسیاری از احزاب و گروه ها و قوانین امروز بشری دروغی تاریخی بیش نیست.

 

در جامعه ی آزاد و انسانی حتی اندیشه های آلوده نیز مجال حضور میابند تا در این حضورشان در جامعه ای انسانی خود به خود شاهد نابودی و زوال حیات باطلشان باشند، چون با دیدن حق دیگر باطل برای انسانها پذیرفته شدنی نیست

 

تبیین منطقی فلسفه ی اخلاق راه ما را روشن خواهد نمود چون اگر خشونت در آن بد و غیر قابل قبول تعریف میشود دیگر این خشونت قابل توجیه نیست و خود قوانین اولین مسئولی هستند که نباید برای آن جایگاهی به رسمیت بشناسند پس دیگر نمیتوان سفسطه و گفتاری در این موارد داشت.

قانونی که خود به وجود انسانها تجاوز میکند – خود کشتار میکند – خود سانسور میکند متولی مناسبی برای رواج ازادی و اخلاق در جامعه های انسانی نیست و نباید آن را به رسمیت شناخت.  آیا این شرم آور و نشان کم اندیشی آدم نیست که اجازه دهد چنین قانونی بر او حکم براند ؟؟؟

 از نظر ما آنچه خوب است قانون است نه آنچه قانون است، خوب !!! خوب موضوعی است که حیات انسانی را تحقق میبخشد و او را به آرمانهایش نزدیکتر و روح او را آرامش میبخشد. از دیدگاه ما تنها و بالاترین قانون انسان است و وضع هر قانون دیگر بر پیکر حیات آدم توهین به شان آدم و نشان فقدان آدمیت است. آدم و ارزش حیات او بالاتر از همه ی قوانین دنیوی است. ما قوانین جوامع امروز را در پایگاه اندیشه های آدمیان راستین محکوم به فنا و داوری ها میدانیم.

 

پایان سخنم را با یاد و استناد سخنی از پروفسور دکتر ابراهیم میرزائی زینت میبخشم :

 

طبیعت جهان بدون انسان نه زیباست و نه زشت، بلکه گونه ای گورستان به دود حیات و مقامش ناپیدا است ....... .

 

پس ما زیبایی و زشتی را بدون انسان تعریف نمیکنیم چون بی انسان این مفاهیم موجود نیستند ما تنها خواهان حیات واقعی جسمی و روانی انسانهاییم و در آن جهت میکوشیم. ما میخواهیم که انسانها در صلح و امنیت و عدالت با حق و حقیقت و اخلاق انسانی بزیند و آنگاه به انشاء و یا ارتقاء وجود خویشتن بیندیشند... درود بر اندیشه های زیبایی آفرین انسانها ........ .

 

نویسنده : شهاب ابراهیمی

 

|+| نوشته شده توسط کامرون در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 11:30 |

تعارضات اجتماعی و راهکارهای مدیریت و سازماندهی آنها

تعارض اجتماعی : تعریف، مبانی، انواع و مدیریت تعارض

 

نویسنده : همراه کامرون

 

چکیده

 

این مقاله مفهوم تعارض را شرح میدهد و تعارض را تعریف میکند. جایگاه تعارض در جامعه و نظام را مورد بررسی قرار میدهد، انواع تعارضات اجتماعی را برشمرده و آنها را تقسیم بندی میکند. نظریه ها و رویکردهای مختلف در مورد تعارضات اجتماعی را شرح میدهد و به منشاء تعارضات اشاره میکند و در پایان به مبحث مدیریت تعارض و استراتژی های آن اشاره میکند.

 

 

1-    مقدمه :

 

تعارض پدیده ای است که آثار مثبت و منفی روی عملکرد افراد و سازمانها دارد. استفاده ی صحیح و موثر از تعارض موجب بهبود عملکرد و ارتقای سطح سلامتی اجتماعی میگردد و استفاده ی غیر موثر از آن موجب کاهش عملکرد و ایجاد کشمکش و تشنج در جامعه می شود. استفاده ی موثر از تعارض مستلزم شناخت و درک کامل ماهیت آن و همچنین علل خلق کننده و کسب مهارت در اداره و کنترل آن است که البته امروز به عنوان یکی از مهمترین مهارت های مدیریت به شمار می آید. توانایی برخورد با تعارض و مدیریت آن در موفقیت مدیران و رهبران جامعه نقش ارزنده ای دارد. اگر تعارض ها سازنده باشند، موجب بروز افکار نو و خلاق می شوند و زمینه ی تغییر و نو آوری و تحول سازنده را در جامعه فراهم می سازند و در نهایت به رهبری اجتماع کمک میکنند تا به اهداف آرمانی سازمان و جامعه نائل آید.

 

در این مقاله سعی نگارنده بر آن است تا مفهوم تعارض، دیدگاه های سنتی، روابط انسانی و تعاملی و انواع تعارض را تبیین و به مدیران و رهبران کمک کند تا با مهارت های مدیریت تعارض آشنا و در مواقع لزوم آنها را به کار گیرند.

 

2-    مفهوم تعارض :

 

در فرهنگ لغات فارسی، تعارض به معنی متعرض و مزاحم یکدیگر شدن، با هم خلاف کردن و اختلاف داشتن معنی شده است. رابینز در تعریفی میگوید : << تعارض فرایندی است که در آن، شخص الف به طور عمدی میکوشد تا به گونه ای بازدارنده سبب ناکامی شخص ب در رسیدن به علایق و اهدافش گردد >>. وی توضیح میدهد که در این تعریف، مفاهیم ادراک یا آگاهی (perception)، مخالفت (opposition)، کمیابی (scarcity) و بازدارندگی  blockage)) نشان دهنده ی ماهیت تعارض هستند. سایر وجوه مشترک تعریف های واژه تعارض عبارت از مخالفت، نزاع، کشمکش، پرخاشگری و آشوب است.

 

3-    جایگاه تعارض در مدیریت و رهبری :

 

بنابر آنچه که گذشت نتیجه میگیریم آنچه که تعارض را ایجاد میکند، وجود نظرات مختلف و سپس ناسازگاری یا ضد و نقیض بودن آن نظریات است. درک نظرات مختلف به مدیران و رهبران کمک میکند تا شیوه ی مناسبی را برای حل تعارضات انتخاب کنند. با توجه به سیر پیشرفت مکاتب فکری مدیریت در طول سالهای اخیر، سه نظریه متفاوت در مورد تعارض در جامعه وجود دارد. نخستین دیدگاه اعتقاد دارد که باید از تعارض دوری جست چرا که کارکردهای زیانباری در درون جامعه خواهد داشت، به این دیدگاه نظریه ی سنتی تعارض ( تئوری یگانگی ) می گویند.

دومین دیدگاه، نظریه ی روابط انسانی است که تعارض را امری طبیعی میداند و میگوید تعارض در هر اجتماعی پیامدهای حتمی و مسلمی خواهد داشت. در این نظریه تعارض ضرری ندارد و به طور بالقوه نیروی مثبتی را برای کمک به عملکرد سازمان و جامعه ایجاد میکند.

سومین نظریه و مهمترین دیدگاه اخیر، مبنی بر این است که تعارض نه تنها میتواند یک نیروی مثبت در جامعه ایجاد کند، بلکه همچنین یک ضرورت بدیهی برای فعالیتهای اجتماعی به شمار می آید که به این نگرش، نظریه ی تعامل تعارض میگویند.

 

نظریه ی سنتی

 

بر اساس این نظریه، هیچ تضادی در جامعه وجود ندارد چون جامعه را یک مجموعه ی هماهنگ و منسجم میداند که برای یک منظور مشترک به وجود آمده است. از این رو از زیر مجموعه های اجتماعی هیچ انتظار اعتراض به تصمیمات رهبری نمی رفت و اگر چنین میشد، آن را یک ضد ارزش تلقی میکردند و خود به خود از سیستم اجتماعی خارج میکردند. در این نظریه تعارض یک عنصر بد و ناخوشایند است و همیشه اثر منفی روی اجتماع دارد. تعارض را با واژه هایی چون ویران سازی، تعدد، تخریب و بی نظمی مترادف میداند و چون زیان آور هستند، لذا باید از آنها دوری جست و درنتیجه رهبر جامعه مسئولیت دارد جامعه را از شر تعارض برهاند. این نوع نگرش به تعارض از سال 1900 تا نیمه ی دوم دهه ی 1940 بوده است.

 

نظریه ی روابط انسانی

 

این نظریه تعارض را یک پدیده ی طبیعی و غیر قابل اجتناب در همه ی سازمانها و اجتماعات میداند که با موجودیت آن در جامعه موافق است. همچنین طرفداران مکتب مزبور عقیده دارند که تعارض را نمیتوان حذف یا از بین برد، حتی در موارد زیادی تعارض به نفع جامعه است و عملکرد را بهبود می بخشد.

 

 

نظریه ی تعامل 

 

در حال حاضر تئوری تعارض حول محور دیدگاهی می چرخد که آن را مکتب تعامل مینامند. اگر چه از دیدگاه روابط انسانی باید تعارض را پذیرفت ولی در مکتب تعامل بدین سبب پدیده ی تعارض مورد تایید قرار میگیرد که یک گروه هماهنگ، آرام و بی دغدغه، مستعد این است که به فطرت انسانی خویش برگردد، یعنی احساس خویش را از دست بدهد، تنبلی و سستی پیشه کند و در برابر پدیده ی تغییر، تحول و نوآوری هیچ واکنشی از خود نشان ندهد.

نقش اصلی این شیوه ی تفکر در مورد تعارض این است که این پدیده رهبران اجتماعی را وادار میکند که در حفظ سطحی معین از تعارض بکوشند و مقدار تعارض را تا حدی نگه دارند که سازمان و جامعه را زنده، با تحرک خلاق و منتقد به خود نگه دارد.

 

 

تقسیم بندی تعارضات اجتماعی :                                        

 

تعارض بر حسب طرف های تعارض :

 

نوعی از دسته بندی تعارض، بر اساس طرف های تعارض در جامعه میباشد. بر این اساس شش نوع تعارض در جوامع مشاهده میشود :

تعارض درون فردی

تعارض میان افراد

تعارض درن گروهی

تعارض میان گروهی

تعارض میان سازمانها

تعارض میان اشخاص و گروهها

 

 

 تعارض سازنده در برابر تعارض مخرب :

 

یک شکل دیگری از تعارض که در میان اشکال مختلف تعارض از عمومیت بیشتری برخوردار است خود به دو دسته تقسیم میشود. تعارض سازنده در برابر تعارض مخرب.

نظریه ی تعاملی بر این فرض استوار نیست که همه ی تعارض ها خوب هستند، بلکه بعضی از آنها از هدف های اجتماعی پشتیبانی میکنند، که به این نوع تعارضات، تعارض سازنده میگویند و برخی دیگر مانع تحقق اهداف اجتماعی میشوند و حالت غیر سازنده ای دارند که به این نوع از تعارضات، تعارض مخرب میگویند.

هیچ سطحی از تعارض نمیتواند در همه ی شرایط قابل قبول یا مردود باشد. امکان دارد یک نوع یا یک مقدار از تعارض در یک شرایط موجب افزایش سلامتی و تحقق هدف های اجتماعی شود که در آن حالت تعارض سازنده است. ولی ممکن است در اجتماع دیگری یا در همان جامعه و در زمان دیگری بسیار مخرب باشد. ملاک تشخیص تعارض سازنده یا مخرب، عملکرد جامعه و سازمان است.

با به کار گیری مفهوم مدیریت تعارض، ماهیت و کاربرد تعارض در جامعه بیش از پیش روشن میشود که مدیریت تعارض از یک سو به معنی به حد اقل رساندن قدرت تخریبی تعرض است و از سوی دیگر تعارض را به صورت یک پدیده ی اثر بخش، خلاق، سازنده و سودمند مبدل میسازد.

 

در موارد زیر تعارض میتواند سازنده باشد :

 

هنگامی که بتواند کیفیت تصمیمات را بهبود بخشد

 

زمانی که موجب ابتکار عمل ونو آوری و خلاقیت شود

 

هنگامی که مایه ی کنجکاوی و تشدید علاقه ی اعضای جامعه به یکدیگر گردد

 

هنگامی که بتواند جو و محیط سیستم داوری و پدیده ی تحول را تقویت کند.

 

 

 

ارزیابی منشاء تعارضات اجتماعی :

 

تعارض ها خود به خود به وجود نمی آیند، بلکه عواملی سبب آنها شده است. برای اینکه بهتر بتوانید شیوه ی برخورد با تعارض را انتخاب کنید، نخست باید بدانید که منشاء بروز تعارض چه بوده است. به بیان دیگر لازم است منشاء و منبع تعارض را تعیین کنید.

استیفن رابینز بر اساس یافته های تحقیق، دلایل بروز تعارض را به سه دسته ی کاملا ً مجزا تقسیم کرده است :

 

 

 

اختلاف های شخصی  ( تفاوت های فردی ) :

 

اولین منشاء تعارض، تفاوت های فردی یا اختلاف های شخصی است. تعارض میتواند ناشی از خصوصیات رفتاری، اخلاقی و نظام های مورد ارزش افراد باشد. عواملی از قبیل : تحصیلات، سابقه ی کار، تجربه و آموزش، فرهنگ خانوادگی و اجتماعی هر فرد را به صورت یک شخصیت بی همتا با مجموعه ارزش های ویژه، از دیگری متمایز می سازد.

عدم درک این خصوصیات یا به عبارت بهتر عدم درک این تفاوت های فردی اگر موجب تعارض گردد و نگرش های منفی را ایجاد کند ممکن است عده ای را از سوی دیگران به عنوان افرادی غیر قابل اعتماد، عجیب، ریاکار، و فرصت طلب به حساب آورد و همین دیدگاه موجب کشمکش و تعارض میگردد.

 

 

اختلاف های ساختاری :

 

اختلاف های ساختاری موجب عدم انسجام و یکپارچگی میان واحدهای سازمانی و اجتماعی  می شوند و زمانی به وجود می آیند که روی اهداف سازمانی، شوق تصمیم گیری، معیارهای عملکرد، تخصیص منابع، قوانین و مقررات و روشها و رویه ها، توافق وجود نداشته باشد. اینها باعث بروز تعارض در جامعه می شوند.

به عنوان مثال اگر سازمانی هدف های ناسازگاری را انتخاب کند کارکنان نمیدانند در کدام جهت یا هدف گام بردارند.

 

اختلاف های ارتباطی :  

 

اختلاف های ارتباطی، عدم توافق هایی هستند که از پیچیدگی های علم معانی، عدم درک پیام و اختلاف در مجاری ارتباطی ناشی شده است. معمولا ً تعارض های درون فردی ناشی از ضعف ارتباط است ولی تعارض های بین فردی و درون گروهی ناشی از تفاوت در انتظارات نقش سازمانی، شخصیت و نظام ارزشی یا عوامل مشابه است که دلیل آن فزونی ارتباطات است، که ممکن است این ارتباطات رابطه ای موثر و صمیمی نباشد.

 

مدیریت تعارض :

 

از انتخاب هایتان آگاهی داشته باشید !!! مدیر سازمانها و جوامع از چه ابزار یا فنونی برای حل تعارض استفاده کند ؟ و زمانی که تعارض زیاد است چگونه میتواند آن را کاهش دهد ؟ مدیران و رهبرای ضرورتا ً راه حل های ذیل را میتوانند داشته باشند :

 

استراتژی اجتناب

 

شناسایی و تقویت مشترکات سازمانها و گروه ها و احزاب

 

به کار گیری استراتژی سازش ( نرمی )

 

به وجود آوردن زمینه ی مشارکت

 

مصالحه

 

تدوین و طراحی دستوالعمل های وحدت آفرین

 

گذشت ( ایثار )

 

توزیع عادلانه ی امکانات سازمانی

 

تغییر فلسفه ی ارزیابی عملکرد

 

گردش امتیاز های اجتماعی و سازمانی

 

اعتماد و احترام متقابل

 

استفاده از نظام پیشنهادات

 

شفاف کردن ارتباطات سازمانی و دولتی

 

تغییر روابط سازمانی

 

آموزش و بالا بردن فرهنگ دگر پذیری در اجتماع

 

اشائه ی فرهنگ دموکرات زیستن به شیوه ای انسانی و آموزش فلسفه ی اخلاق به توده ها

 

استراتژی ایجاد تعارض سازنده در جامعه

 

فرهنگ اجتماعی را تغییر دهید :

 

اولین گام در انگیزش تعارض ( یا ایجاد تعارض سازنده )، انتقال این پیام به زیر دستان است که << تعارض در جامعه جایگاه اخلاقی و قانونی دارد و مورد حمایت قرار میگیرد >>. اگر این فرهنگ ایجاد شود که افراد میتوانند عقاید و نظرات مخالف وضع یا نظر اکثریت را بدون ترس و وحشت ابراز کنند سازمان اداری جامعه میتوانند افکار جدید را شناسایی و در تصمیم گیری های خود به کار برند. چنین فرهنگی باعث بروز افکار جدید و خلاقیت ها و در نتیجه پیشرفت و نوآوری میشود. این فرهنگ را میتوان از طریق ترقیات، افزایش حقوق، پاداش ها و دیگر مکانیزم های مثبت، تقویت و توسعه داد.

 

از افراد بیرون از سازمان و دولت استفاده کنید :

 

یکی دیگر از راهکارهای ایجاد تعارض سازنده در جامعه یا قسمتی از سازمان استفاده از افراد بیرون از حوزه ی فکری سازمان یا دولت است، که سوابق، تجارب، ارزش ها و رفتارهایشان و یا روش مدیریتیشان با افراد داخل سازمان فرق دارد. ولیکن احزاب امروزی از این روش بهره نمیگیرند و یا برخی سازمان ها از این روش بیشتر برای پر کردن پست های خالی مدیریتی خود استفاده میکنند.

 

ساختار اجتماعی و دولتی را مورد تجدید نظر قرار دهید :

 

همان گونه که قبلا ً اشاره شد، متغیرهای ساختاری مانند اهداف، قوانین و مقررات، روش ها، رویه ها، و بخش نامه ها و …. یکی از منابع تعارض به شمار میروند. بنابر این منطقی است که مدیران و رهبران ساختار را به عنوان ابزاری برای انگیزش تعارض مورد توجه دقیق تر قرار دهند. تصمیم گیری متمرکز، تعیین گروه های شغلی افزایش رسمی سازی، افزایش تعداد قسمت های بین واحدها و از این قبیل، تمام ابزارهای ساختاری هستند که غالبا ً وضع موجود را آشفته و سطوح تعارض را افزایش میدهند.

 

به کار گیری دیالکتیک در روابط سازمانی

 

در دیالکتیک آشوب و چند گانگی طی فرآیندی به یگانگی میرسد ( به اصطلاح آن تناقضات رفع میشود ) سپس در مرحله ی بعدی آن یگانگی موجب تناقضات جدیدتر می شود این رفع تناقضات یا حل شدن، حل شدن نهایی نیست بلکه آغاز تناقضات جدیدتر و پیچیده تر است. اما به عبارت دیگر آشوب یا انبوه امکان ها در جهتی است که نهایتا ً می بایستی پیچیدگی به سادگی و وحدت میل پیدا کند اگرچه خود تناقض و تعدد امکان است که موتور وحدت به سمت مرحله ای بالاتر و یگانگی است.  

منابع و ماخذ :

......

به زودی کتاب یگانگی در اجتماع انسان نوشتهی شهاب ابراهیمی در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

|+| نوشته شده توسط کامرون در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:9 |

توحید

توحيد يعني اصالت دادن به وحدت در كل نظام هستي، يعني تضادها را چه در بنياد و چه در سرانجامشان در چهارچوب وحدت ديدن، يعني تضادها وسيله نيل به وحدت هستند و وحدت سرانجام و عاقبت تضادها است. يعني به جاي دوگانگي و تضاد، يگانگي و يكتايي است كه اصالت دارد

|+| نوشته شده توسط کامرون در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 20:10 |

پاسخ به تحرکات

 پاسخ پروفسور دکتر آقا ابراهیم میرزائی به تحرکات اخیر مجله ی جام جم و برنامه های تلویزیونی پیش روی باطلان


 

سكوت بزركترين فرياد است

جهالت انسان در نهاد انسانست

انسانها گمراه نيستند بلكه سرگردانند موجهاى خروشان درياى انديشه به هرسو پراكنده ميشود. موجهاى اندكى به ساحل ميرسند آنان كه به دريافت و درك انديشه هاى ما نرسيدند جاهل نبودند بلكه سرگردان شدند ما كليد و رمز راه انسانيت را به آنها سپرديم و اين تنها مولكولى كوچك از عالم تن بود آنان كه به روان رسيدند هنوز پابرجا و درسكوتند و آنان كه در وجود خود سوختند شاهدان اين راه بودند و هستند

در خود باز شدن آن نبود که ناهمراهانى همراه نما به آن رسيده اند. رجاييها و معصوميها را بسيار در اين راه شناختيم

اما همراهان و راهدانان حقيقت جوى هوشيارند و به درك انديشه آنان رسيده اند

سكوت ما از ناتوانى و عجز نيست

ما معناى سكوت ميدانيم

سكوت ما خود جوابيست تا باز در خود بنگرند و شايد بخود آمدند

آنان که حتى نتوانستند تنها يك متوى فيزيكى را اثبات نمايند گیتكهاى رنگین بر ميان بستند

آنان كه حتى نمیدانستند شال را بر كدامين سو بربندند بر دسته ركيما دست بردند

آنان كه در خامى دايره عقلى ماندند مدعى شدند

اندكند همراهان اندكند انسانهاى والا و پیروز

آنان كه نام بر معابد ما نهادند بسيارند اما معناى معابد ندانستند

آنان راه شناخته بودند اما در ابتداى راه ماندند

در عالم تن باز نشدند مدعى روان شدند

همراهان از آنها بپرسيد كدامشان بر سوگند استوار ماند

مگر پیمان خون با ما نبستند

ما در خود گمشده ايم و آرام و شما خشمگين و مايوس

همراهان ميدانند آنكه ما را بجويد ما را خواهد يافت

سوال بسيارى از همراهان را در سايتها و بلاگهاى گوناگون خوانده ام كه كجاييم و چرا در سكوتيم و چرا و چراهاى ديگر كه ما سال 57 آنرا با نوشته اى به شما سپرديم و گفتيم روزى انسانها خواهند پرسيد ؟

كردار شما توهين به ما نبود بلكه شناساندن ما به انسانهايى بود كه ما را ميخواستند جرقه اى بود در زير خاكستر آتش دانشكده اى كه ما بنا نهاديم و بابت آن از شما متشكريم ما آينده ی خود را ميدانيم

جام جم تنها روزنامه اى روزانه است كه هر مطلبى را درج مينمايد تا تيتر آنرا زيبا تر نمايد

اما به ديدگاه هزاران و يا مليونها انسانى كه در دانشكده انشاء تن و روان ما روييده اند اين تنها خامى انديشه و تفكر آنان است

خشونت در طريقت ما نيست

ما به آرامش معتقديم زيرا که

آب هرچقدر كه نرم باشد اما به مرور زمان بزرگترين صخره ها را که سر راهش باشند سوراخ مينمايد و راه را براى خود باز مينمايد

شكنجه جسمى ما را از پاى نمى اندازد زيرا ما در معابد خود شكنجه ها را بر تن تحمل نموديم ما بنها را خود كوبيديم

با مرگ جسمى انديشه ی ما نميميرد

همراهان از شكنجه و مرگ نهراسيده اند

واين رود بزرگ همچنان پر خروش است

وحدت حقيقى انسان بدون تمايز در رنگ و مليت و ديانت انسان هدف ماست و ما پیروزيم

بر پاسداران انسانيت درود

 

دکتر ابراهيم ميرزايى

|+| نوشته شده توسط کامرون در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 14:21 |

بیانیه

با سلام خدمت تمامی مردم آزاده خواه و حق پرست ایران و سایر نقاط جهان

آدم حق عالم است حال حق آدم چیست ؟

نا مردمان قصد دارند بار دیگر و در شیطنتی دیگر با همکاری چند تن از خود فروختگانشان ( که دیر یا زود خود نام خود را چون گذشته ی شان رسوا خواهند کرد ) در برنامه ای تلویزیونی به توهین و تحریف شخصیت عظیم الشان آقا ابراهیم میرزائی بپردازند. این زنگ آماده باشی است برای تمامی ایرانیان که بفهمند امروز انسان در چه پایگاهی است !!! پایگاه تبلیغات و آدم فریبی و توهین به شان انسانهای والا مقام و یا پایگاه درک و در اندیشه نشستن به کلام آنان ؟؟؟ پایگاه تاسف یا پایگاه نبرد با دشمنان اندیشه و انسان ؟؟؟ بر همه ی آزادی خواهان از واجبات است که با شعار یگانگی و در حرکتی هماهنگ با اینگونه دسیسه های شیطانی به مقابله ای جدی بپردازند.

ما اجازه نخواهیم داد که عده ی اندکی ملعون از خدا و دنیا بی خبر به ارزشهای ملی ما تجاوز و توهین نمایند.

به این وسیله همگی سازمانها و تشکلات و احزاب را برای شرکت در قیام وحدت و براندازی دست شیطان از سرزمین آزادگان ایران دعوت و اعلام میداریم هدف سازمان یگانگی یاری رساندن به انسانهاست و به هیچ عنوان قصد بدعت و جدایی از مردم را نداشته و نخواهیم داشت. ما حرکتی هستیم برخاسته از نیاز امروز مردم ایران و با هیچ حرکت آزادی خواهانه در تضاد قرار نداریم. بلکه دست یکایک آنها را میفشاریم. ایرانیان عزیز بیایید یکبار برای همیشه معنای یگانگی و لزوم آن را درک کنیم و به روزهای آزادی لبخند زنیم. بیایید بیش از اینها به درک یکدیگر بنشینیم و به جوشش اندیشه ی همگان احترام بگذاریم. ما در هر حرکت آزادی خواهانه در کنار مردم شریف ایران زمین خواهیم بود. ما معتقدیم که توان این رهبری برای رهایی تنها در دستان توانای آقا پروفسور ابراهیم میرزائی نهفته است و از ایشان و همراهان با ایمانشان انتظار یاری و رهبری این راه برخاسته از فرمایشاتشان را داریم.

همه با هم حال با هر فلسفه و نام بر ضد نامردمان حاکم در یک لحظه با آرمان قیام وحدت و تحت راهبری دکتر پروفسور ابراهیم میرزائی برخواهیم خاست.

|+| نوشته شده توسط کامرون در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 11:21 |