|
صفحه ای در جهت ایجاد اتحاد و دوستی بین همه ی آدمیان. میکوشم تا همچون فرهنگ درخشان و دیرینه ی خود روان مردم گیتی را به نیروی راستی و منش پاک توانا سازم تا آشتی پدید آورم.
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
جستجو
safahate digar
کان کفو توان
وبلاگ علم حق و عدالت اعلامیه های قیام وحدت/ سازمان حق و عدالت نظرات مردمی سازمان علم حق و عدالت نوشته هایی پیرامون پروفسور ابراهیم میرزائی میر کونگ فو توآ .:.: قالب ساز :.:. آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سازمان جهانی یگانگی انسان
یگانگی را تنها در برقراری حق و عدالت و احترام بر آزادی اندیشه ها و کیان انسان مفهوم است اهداف یگانگی
سازمان یگانگی بنابر احتیاجات و تمایلات اجتماعی و با هدف ایجاد نظم و وحدت دمکراتیک برای حفظ اطمینان و حق و عدالت و صلح و امنیت و خدمت گذاری و برابری با قانون حفظ مردمی در این لحظات بحران زای زمان در سرزمینمان ایران بنیان نهاده شد و کنون با دعوت همگان و بیان راه و طریقت نجات مردمان و پیش به سوی فتح برتری های قله ی انسان در آماج کشف جان و با شناساندن فرهنگ جاودانه ی ایران زمین بر همگان میرویم تا در میعاد همراهان لحظات فتح و پیروزی را در آغوش گیریم و در وحدت آدمیان با ابطال حکومت نادانان و نشاندن مفهوم آزاد اندیشی و حق بیان برای انسان بر درک آدمیان و با هدف یاری اندیشمندان هر زمان دست در دست هم دهیم، و با قبول مسئولیتها و آرمان انقلابی مستقل از همه ی انقلابات جهان، تا آخرین لحظات جان میکوشیم و اعلام میداریم که میخواهیم دست ستم کاران زمان و قدرت طلبان را برای همیشه از حکومت بر اجتماعات انسان در بی نهایت زمان کوتاه و ناتوان سازیم و ایمان داریم این تحقق پذیر است تنها با دست وحدت و پرتوانی آزاد اندیشان و آزادگان جهان. ما با کلامی برحق از حقانیت انسان و بازگشت به معنای خود و تکیه بر کاوش در مجهولات زمان بر تضاد انسانی، رازمان را در کلام معنویت باز میگوییم. بی شک این آیین با درک فروغ آزادی ها تنها راهگشای من و توست. ما میخواهیم با گذر از محدودیتهای زمانی و مکانی ایجادگر فضای فکری و تفاهم ملتها و آغازگر حرکتی نوین برپایه ی فرهنگ معنوی، انسان برحقی باشیم. ما مشتاق روزهایی هستیم که انسان و انسان های جهان به دور از دلهره و ترسها که سرچشمه ی فساد اندیشه های انسانی است، ابرازگر عقیدتها باشند، و تنها در رشته ی فرهنگی جامعه ها میتوان تصوراتی اینچنین داشت، تصوراتی که واقعیت آن تضمین کننده ی پیشرفت های اقتصای و فرهنگی و پشتوانه ای برای نسلهای آینده ی بشریت خواهد بود.... . به امید یگانگی و سوگند به ستبر سینگان آزادی خواه این پشته از زمین، که تا طلوع پیروزی ها از هیچ کوششی در راه رهایی انسان و شناساندن درکمان بر همگان، دریغ نخواهیم کرد… .
زمان آن رسیده است که بیاندیشیم دلایل تحمیل عقاید افراد برای چیست ؟ آیا هوسهای ناکام و آرزوهای سرکوفته ی رهبران باعث تحمیل شده اند ؟ چرا انسان این شاهکار پر توان که در انشاء یا تکامل تن عریان به اعلا درجه ی موجودات جان رسیده و ندای صلح طلبی از سرتاسر زوایای وجودش جاری و نمایان است اینگونه با مسلح نمودن خود به سلاح هایی که طبیعت زان پیش از وی گرفته بود شأن حیات خود را در آماج سقوط تا حد درندگان و حتی بدتر از آنان قرار داده است ؟ آیا سلاح های اولیه ی بشر برای جنگ انسان با انسان بود و یا جبرانی بر بی دفاعی جسمی وی در عالم طبیعت ؟ آیا سلاح های کنونی بشر نیز چون گذشتگان نشانه ای بر هوش انسان در بهبود شرایط بقا و محافظت از خود است و یا وسیله ی نابودی همنوعان و تکراری جنون آمیز در زیاده خواهی و تجاوز به حقوق دیگران و سندی بر دیوانگی انسان این زمان ؟ آیا این موجود از خود بیگانه راه کمال خویش را دوباره خواهد یافت و یا هر روز بیش از پیش در مغاک مذلت فرو خواهد رفت ؟ آیا در تبیین ایده های تکاملی انسان و جوامع آنان به تمامی ابعاد وجودی انسان پرداخته شده ؟ بالاخره چه چیز میتواند با ایجاد تعادل و توازن در تن و روان انسان موجب آشتی و تکامل حقیقی وی شود ؟ آیا پیشرفت های تکنولوژیایی و صنعتی پاسخ گوی نیازهای انسان در ابعاد روح و روان خواهد بود و یا اینکه این پیشرفتها با بر هم زدن تعادلات زیست محیطی و درونی موجودات زمین و بلاخص انسان موجبات سرگشتگی و گمراهی بیشتر وی را فراهم خواهند نمود ؟ آیا پیشرفت های فرهنگی و معنوی ما انسانها متناسب با پیشرفتهای تسلیحاتی و دفاعی و حتی تکنولوژیایی ما بوده است ؟ آیا زمان آن رسیده است که انسانها به قضاوت خود بنشینند ؟ چگونه میتوان به مردم اراده ی نوینی تعلیم داد ؟ آیا میتوان این انسان گرفتار آمده در زمان و مشکلات بیشمار دوران را لحظه ای متوجه ی اعمال جنون آمیز خود ساخت و انسانیت فراموش شده اش را به وی یادآوری نمود ؟ آیا انسانها به تعریف روشنی از مسئولیتهای اجتماعی و انسانی خویش در قبال هم نوعان خود رسیده اند ؟ در جهانی که میلیونها انسان در فقر مادی و معنوی به سر میبرند حکومت مداران چگونه و با چه مجوزی میتوانند هزینه و انرژی های هنگفت را برای قدرت طلبی ها و رقابتهای تسلیحاتی خود در یک بازی کورکورانه و جنون آمیز مصروف نمایند ؟ آیا سکوت و بیگانگی انسانهای آزاده و آزاد اندیش بیش از این جایز است ؟ راه حل چیست ؟ چگونه میتوان از تاخیر کنندگان تکامل حقیقی پیشی گرفت و با شناخت حقایق و انقلابی در اندیشه های انسانی، خود باوری و عزم و اراده ی نوینی برای رهائی از این کابوسهای وحشتناک بشری به انسانها بخشید ؟ آیا زمان بررسی علمی پدیده های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در شرایط رقابت آزادانه ی اندیشه ها فرا رسیده و یا اینکه برخوردهای کورکورانه و تعصب آمیز انسانها با یکدیگر به فجایع دیگری در تاریخ حیات آدمیان منجر خواهد شد ؟ فلسفه ی اخلاق چیست ؟ بشر تا به حال انقلابات کشاورزی – صنعتی و انقلاب عظیم اطلاعات را پشت سر گذاشته که البته هر یک از آنها جنگ ها و ویرانی های بسیار برای وی در بر داشته حال که در زمانه ی انقلاب اطلاعات به سر میبریم آیا آزاد اندیشی و فرهنگ قرار گرفتن در چنین شرایطی را داریم یا بار دیگر جنگ ها و ظلم ها بر ما حاکم خواهند شد ؟ آیا برای پیشگیری از وقوع فجایع پیشین و لزوم ایجاد سیستمهای نوین اجتماعی در راه ایجاد تفاهم انسانها و ملتها بر روی توپک زمینی زمان آن رسیده است که بتوانیم به ایده های نوین بیشتر بیاندیشیم و لزوم آنها را تا چه حد احساس میکنیم ؟ آیا زمان آن نرسیده که برای برون رفت از شرایط نابهنجار جهان کنونی یک انقلاب فرهنگی و درونی برای انسانها رخ دهد ؟ به راستی که انقلاب واقعی بشریت انقلاب اندیشه هاست.... آیا مبارزان جهان هدف خود را به روشنی مشخص نموده اند و میدانند در حقیقت با چه چیز باید جنگید و یا همگان در تاریکی به سوی حریفی ناشناخته یورش میبرند ؟ آیا بدون شناخت خود میتوان دیگران را شناخت ؟ از کجا باید آغاز کرد ؟ آیا بدون درمان خود میتوان به درمان بشر نشست ؟ آیا زمان آن رسیده که به طور جدی به مفهوم از ماست که بر ماست بیاندیشیم ؟ نا آگاهی اجتماعی و نبود اعتماد به نفس در نزد مردم از جمله اصلی ترین دلایل به وجود آمدن حکومتهای دیکتاتوری است، چگونه میتوان با بالا بردن آگاهی اجتماعی اعتماد به نفس از دست رفته ی مردم را به آنها بازگرداند ؟ آیا میتوان به مردم فهماند که در مقابل چه حکومتی و به چه دلایلی باید به پا خاست ؟ آیا میتوان بیش از آنچه گفته میشود عمل نمود ؟ ما معتقدیم که برای انسانیت، برای ارج نهادن به حقوق انسانی و به خاطر ایجاد عدالت اجتماعی در هر جایی و با هر مستبدی باید جنگید، برای ما به دست آوردن آزادی و مبارزه در برابر حکومت زور آرمانی نیست که محدود به وسعت خاکمان باشد چون خود را متعلق به تمام گیتی میدانیم و همیشه برادر و خواهر تمام مردم جهان باقی خواهیم ماند، بی شک در آرزوی یگانگی و آزادی همه ی انسانهاییم، به همین دلیل در مقابل مشکلات آنها بی تفاوت نخواهیم ماند همانگونه که از آنها انتظار داریم تا نسیت به فریاد بر حق ما بی تفاوت نمانند، بی شک این حرکت متعلق به همه ی آزادی خواهان جهان است، حال با هر اسم و فلسفه ودین ومرامی که باشند هدف ما پیروزی و یگانگی تمامی آنهاست. برای آزاد زیستن و ایجاد عدالت اجتماعی، شهر، کشور و حتی قاره مفهومی نمی یابد. آیا بدون یک اساس اخلاقی محکم یک انقلاب واقعی میتواند وجود داشته باشد ؟ آیا مکانیزم شکل گیری انقلاب چیزی جز اتحاد و ایجاد خود باوری و یگانگی در میان توده هاست ؟ آیا ما خود حاضر به اهدای خونمان در راه رهائی هستیم ؟ البته انقلابی که ما به آن معتقدیم، انقلابی است که در واقع خالی از هرگونه خشونت باشد، اما مسلما ً تلقین کردن عدم خشونت به طبقات رنج کشیده و آزادی خواهان در شرایط نابرابر فعلی کار بسیار نا بخردانه ای است.!! کلام ما آزادی و یگانگی تمامی انسانهاست، بر این اساس تمام پدیده ها باید در خدمت و تامین کننده ی این آزادی و یگانگی باشند. بی شک با اتحاد و یگانگی و پذیرش این آرمان از سوی تمامی آزادی خواهان حقیقی زمان فتح و پیروزی بر باطل و پایان جولان های ستمکاران زمان در زمین و سرزمینمان فرا رسیده است و آنها چون نیروی حاصل از این اتحاد و یگانگی را لمس نمایند دیگر مجالی برای بقای شیطانی خود نمی یابند. ما با ساختن الگویی علمی و عملی از یک جامعه ی آزاد و برابر و ارائه ی آن به صورتی آگاهانه بر همگان، فرصت و امکان بقای نامردمان را معدوم خواهیم ساخت، ما با برقراری آزادی در درونمان فرصت بیان و تکاپوی اندیشه ها را فراهم، و آنگاه شکوه و عظمت اندیشه های سازنده را نظاره گر خواهیم بود. ما سیستم نوین اجتماعی و فرهنگی خود را تبیین و ارائه و آنگاه فروریختن پایه های استبداد و بیداد را نظاره گر خواهیم بود ( چون همه میدانند که حکومت فاسد و نادانه ی آنها اینک در اعمال کورکورانه ی خود درمانده است و ناتوانترین و زوال پذیرترین حکومت دوران خویش می باشند ). تنها موضوعی که آنها در این لحظات بر آن دامن میزنند نفاق و دو دستگی و بی اعتمادی انسانها نسبت به یکدیگر است و بی شک یگانگی ما کابوس وحشتناکی است که اینک آنان زمزمه ی آن را میشنوند. بیایید از همین لحظه تصمیم بگیریم زمانی که بر خلاف سمت انسانها حرکت می کند متوقف کنیم و اینهاست روش راستین و آیین یگانگی ما : هدف انسانی اندیشه، شناخت محیط و افراد، شناخت خود، درک واقعیت، بیداری و بیدار سازی، درک اهمیت عامل زمان و ربایش آن و پایان غفلت از گذر زمان و تباهی آدمیان. ایمان به قدرت انسانها، یگانگی انسانها، مبارزه با اندیشه های آلوده در شرایط رقابت آزادانه ی اندیشه ها، شناخت و نهاد انسانی، تحرک و تلاش تا لحظه ی برخورداری نگهداری دست آورد برای همیشه، دوستان بی شک فقدان این اصول و گرایشها رمز و راز ناتوانی و زبونی کنونی بشر است، ما با تو که از این گرایشها برخورداری و از آنها آگاهی هستیم، با تو که نیرو تن و اندیشه ات را برای رهائی و یگانگی به کار خواهی گرفت، با تو که هرچه را میخواهی انسانی و برای انسانهاست. ما با تو که توانایی و توانایی همگان را میخواهی و آن را در اتحاد و دوستی میبینی هستیم. دوست من : به راه این امید پیچ در پیچ مرا لطف تو میباید دگر هیچ
بی شک نمادهای تاریخی و فرهنگی ایران باستان به خصوص بنای عظیم تخت جمشید نمونه ای از آزاد اندیشی و میل یگانگی در بزرگان و نیاکان سرفراز ماست و بی شک در این راه همان فرهنگ و تمدن جاودانه راهنما و دستگیر ما خواهد بود.
اندیشه ی انسان باید بر بزرگی او فرمانروا شود. من به عنوان موجودی خردمند به فرمانهائی که خود روا و برحق نشناسم گردن نمینهم. فقط آن چیزها که پذیرفته ی وجدان من است برای من قانون است. این همان حق ذهن است که سرچشمه ی اندیشه ی دمکراسی و نیز ( حق قضاوت شخصی است ). آیا انسان را میتوان شناخت ؟ با دادرسی علم نو پای روان شناسی در جهان تن و روان میرویم : آیا بشر امروز بیمار است ؟ آیا بشر امروز بیهوش است ؟ آیا بشر امروز خواب است ؟ آیا بشر امروز قدر این روزها را نمی داند ؟ چطور باید بداند ؟ آیا بشر امروز خسته است ؟ بهروزی خواست مشترک انسانهاست. انتظار فردایی نکوتر، فردایی بهتر، در یگانگی حدیث این شوق فرجام را که حدیث نفس انسانهایش باید نام داد میجوئیم. به راستی فرزندان ما به کجا میروند ؟ میلیونها کودک در انتظار زندگی بهتر، فرزندان امروز و معماهای فردا. فرزند عروسک و تولید مثل، عروسک سازی نیست که درباره ی آینده و فرجام آن نیازمند به تفکر جدی نباشیم. کودکان ما باید، حقایق تلخی را که کشور و ملتشان با آنها دست به گریبانند بی پرده بشناسند، تا اندک اندک و با دیدی واقع بین نسبت به وظائف و سهم سازنده ی خویش پا در آستانه ی فعالیتهای اجتماعی نهند. نیازمندیها، ناکامیها و مشکلات امروز بشری و خود گمکردگی بشر از چیست ؟ (( ما مسائل خود را به درستی نمیشناسیم، ما با دشمن ناشناخته در نبردیم !!! و در تاریکی به سوی سایه ی موهوم او حمله ور میشویم.... ! آیا انسان میتواند از اتلاف وقت و نیروی بیهوده صرفه جویی کند و آنها را در راه جبران نقایص و کشف استعداد و شادکامی خویش به کار اندازد ؟ انقلاب واقعی بشریت انقلاب اندیشه هاست. چیست ؟؟؟ برای شناختن هر عصر یا ملتی باید فلسفه ی آن عصر یا ملت را شناخت. فلسفه ما را وادار میکند که زندگی و مرگ را استقبال کنیم. منظر وسیع این فلسفه ( انانیت ) اضطراب انگیز ما را به صفا مبدل میکند؛ ما را با حدود و قیودی که اغراض ما باید در درون آن مستقر شود آشتی میدهد. فلسفه ی معاصر از جهان مداری به انسان مداری گرایید و به سه مبحث اساسی تقسیم گردید : 1- هستی شناسی 2- شناخت شناسی 3- ارزش شناسی. نیاز به فلسفه هنگامی پیش می آید که زندگی آدمیان از توانائی یگانه سازی محروم بماند و تضادها، روابط زنده ی درونی و متقابل خود را از دست بدهد. پیکار ما فقط به خاطر دفاع از انسانیت است. آیا میتوان هرج و مرج غیز قابل اغماض جهان را به وحدت و نظم مبدل کرد ؟ ما در عصری زندگی میکنیم که همه چیز در طلب یک تخریب است تا بنیان کهن را براندازد. بالاخره معنای قیام وحدت چیست ؟ و لحظه لحظات آن کی فرا خواهد رسید ؟ معنای لحظه ی دوران ساز چیست ؟ شرط به وجود آمدن یک نظام عادلانه ی اجتماعی چیست ؟ آیا جهان بینی نوین یگانگی در برابر جهان بینی های قرون وسطائی قرار گرفته است ؟ دوستی چیست ؟ هماهنگی اجتماعی در چیست ؟ عظمت بشر در چیست ؟ دنیا همچنان تاریک است، ما انسانهائی بلا دیده ایم، و من دریافته ام از خود بیگانگی، بهره گیری انسانها از انسانهای دیگر گرسنگی و بد غذائی بدبختی بزرگ بشریت است. آیا نسلهای آینده به ما انسانی خوشبخت و اندیشمند لقب خواهند داد ؟ آیا آخرین بشر به خود خواهد گفت : از کشاکش پدران خود سعادت را دریافته ایم و یا خواهد گفت ..... .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به این بیان و با پاسخ به مسائل فوق و مسائل انسان، از تمامی مردم آزاده و آزاد اندیش ایران زمین و تمامی احزاب و گروه ها و سازمانها و ادیان و فرقه ها دعوت میکنیم تا با بیان دیدگاه ها و اندیشه های خود و برقراری ارتباط با سازمان یگانگی توسط ایمیل این وبلاگ و ارسال اهداف حزب یا طریقتشان برای ما، ما را در پیمودن راه یگانگی و اتحاد دانایان و آزاد اندیشان جهان یاری نمایند تا با بررسی و شناخت اهداف مشترک و تبیین آنها بتوانیم همگی در فضایی انسانی و برابر هرچه سریعتر و با اقتدار بیشتر حرکت هایمان را به ثمر رسانیم.
سازمان یگانگی انسان در صدد انتشار نشریه ی یگانگی می باشد. لذا از تمامی صاحب نظران و علاقه مندان و آزاد اندیشان دعوت به همکاری میشود.
مسئوليتها :
۱- جمع آوري اخبار ۲- مقاله هاي علمي - فلسفي - سياسي - فرهنگي - اجتماعي ۳- تهيه ي تصاوير و فيلمهاي مستند ۴- ويرايش ۵- طراحي ۶-انتشار ۷-ارتباطات
به فرموده ی پروفسور آقا ابراهیم میرزائی احزاب نقطه ی اوج اندیشه های بشری می باشند و باید حق عمل و بیان برای تمامی آنها محفوظ و بلامانع باشد. به این برگرفته از سخنان ایشان لازم میدانیم که عنوان داریم سازمان یگانگی مایل به مذاکره و اتحاد با تمامی احزاب و سازمانهای چپ و راست می باشد و نظرات تمامی آنها را در صورت ارسال در نشریه قرار خواهیم داد. چراکه بی شک داوری درباره ی گروه ها و احزاب در شرایطی ممکن است که جو رقابت آزادانه ی اندیشه ها حاصل گشته باشد. (( آنان که نمی توانند سخنان متضاد با اندیشه ی خود را بشنوند و در باره ی آنها به تفکر بنشینند، به چه می اندیشند ؟ توشه ی فکری آنها چیست و چگونه سخن از آزادی و آزادی خواهی بر می آورند ؟؟؟ (( سازمان یگانگی و کیان انسان )) شهاب ابراهیمی |+| نوشته شده توسط کامرون در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 19:49
|